لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی



          
جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد
      
                                                        برای دیدن به ادامه مطلب بروید
                                                    

همانگونه که میدانیم ، کنگره 60 برای اولین بار در دنیا ، مثلث درمان اعتیاد را ترسیم نمود ، یعنی برای درمان اعتیاد سه مولفه و یا سه ضلع را درنظر گرفت . در تمام دنیا تا کنون دیده نشده بود که برای درمان اعتیاد سه مولفه و یا سه عامل دخیل دردرمان ، در نظر گرفته شود.

 بسیاری از متد های درمانی دنیا ، بار اصلی اعتیاد را فقط در قسمت جسم می بینند ، بسیاری دیگر اهمیت مسئله را فقط در روان می بینند و عده ای دیگر هر دو را مهم می دانند . کنگره 60 برای اولین بار سه مولفه را در درمان اعتیاد مطرح کرد و معتقد است که بار اعتیاد به صورت مساوی بین این اظلاع تقسیم  شده و هر سه را مهم می داند . جسم ، روان و جهان بینی .

موضوع جهان بینی نیز برای اولین بار در دنیا در حوزه اعتیاد و درمان آن ، توسط کنگره 60 مطرح شده است .

کنگره 60 معتقد است که برای درمان اعتیاد ، نه ترک اعتیاد ، بایستی هر سه ضلع این مثلث یعنی جسم ، روان و جهان بینی به موازات یکدیگر اصلاح شده و به تعادل نزدیک شوند تا عملیات درمانی ما به نتیجه برسد . در غیر اینصورت خبری از درمان نخواهد بود ، درمان نقطه ای است که مصرف کننده مواد مخدر به جایی می رسد که دیگر مواد مخدر مصرف نمی کند ، حالش خوب خوب است . تعادل دارد،تعادل جسمی ، روانی و جهان بینی .

 کوچکترین وسوسه یا میلی و یا به قول متخصصین ، کریوینگ ندارد . مسئله ای به نام برگشت یا عود یا ریپلیس ، دیگر معنا و مفهومی برای او ندارد ، گله و شکایتی ندارد ، نمی گوید برای من کار و امکانات فراهم کنید تا در پاکی یا رهایی بمانم ، دنباله بهانه نیست و توقعی ندارد ، اگر همه دنیا مصرف کننده شوند او دیگر مصرف نخواهد کرد ، اگر در بدترین شرایط اجتماعی و محیطی قرار گیرد هرگز به سمت اعتیاد نخواهد رفت .فراری نیست ، با دیدن صحنه مصرف مواد مخدر یا عکس مواد مخدر یا ابزار مصرف مواد مخدر حالش بد نمی شود . احساسی ندارد ، نسبت به موادمخدر نه عشق دارد و نه نفرت، بی حساب بی حساب است .حسابش با مواد مخدر صفر است .

 با مردم ، جامعه و خانواده و اطرافیان روابط حسنه دارد  به دنبال پیشرفت است ، به دنبال ارتقاء و رسیدن به تعادل بیشتر است . ورزش می کند ، چهره او شاد و بشاش و درخشنده است .

چهره او را نگاه می کنی رویت را بر نمی گردانی ، زیرا موج او مثبت است ، چشمانش می درخشد . تجلی نور ایمان و عمل سالم و صالح بودن را در سیمای او می بینی ، اثری از اعتیاد درچهره ، گفتار و کردار او دیده نمی شود . باور نمی کنی او روزی مصرف کننده بوده است .

اینها خلاصه ای از خصوصیات مصرف کننده ای است که در کنگره 60 به درمان می رسد ،

 یعنی مسافر ، یعنی اعتیاد را درمان کرده است نه ترک . یعنی جسم ، روان و جهان بینی او به تعادل رسیده است . اگر مصرف کننده ای را دیدید که دیگر مواد مخدر مصرف نمی کند و این خصوصیات در او صدق نمی کند و یا بر عکس است ، بدانید درمان نشده است ، فققط ترک کرده است و روزی دوباره برگشت خواهد کرد . زیرا درمان یعنی رهایی تمام بندهای اعتیاد . رهای رها ، دیگر بندی نیست که روزی او را برگرداند .

مادرکنگره60ازواژه رهایی وآزادی استفاده میکنیم نه ترک وپاکی،رهایی یعنی دیگربندو پیوندی بین اوواعتیاد نیست .

برای رسیدن به این نقطه ، یعنی درمان و رهایی از اعتیاد بایستی هر سه ضلع مثلث درمان به تعدل برسند و این تعادل به حرف و سخن نیست ؛ در صحنه آزمایش های زندگی است که تعادل آن ، معنا و مفهوم پیدا می کند .

در خصوص جسم و راه اندازی سیستم ایکس یا تولید کننده های مخدرهای طبیعی ، شامل ناقل های عصبی ( نورو ترانسمیترها ) در اعصاب مرکزی و محیطی و سیستم غدد درونریز و هورمون ها ، قدر مسلم اطلاعات کافی دارید و از اهمیت خاص آن آگاه هستید و می دانیم که باز سازی این سیستم علاوه بر عملیات تیپرینگ و کاهش تدریجی و پله ای مصرف( اپیوم یا اپیوم تینكچر ) ، لحظه به لحظه آن  با حالات  روانی و وضعیت جهان بینی  در ارتباط است  و بدون در نظر گرفتن دو ضلع دیگر  یعنی روان و جهان بینی ، پیشرفتی  در این قسمت نخواهد بود .

در بخش روان یا به تعادل رسیدن صور پنهان مثل حس ، نفس ، روح ، ذهن و بقیه اجزای صور پنهان نیز می دانیم که به تعادل رساندن آنها ، کاملا در گرو تعادل  جسم و جهان بینی  است . یعنی بایستی عملیات درمانی در بخش جسم و جهانی بینی با موفقیت پیش برود و از سوی دیگر کارکردهای جمعی و گروه درمانی فرد در کنگره 60 با حضورومشارکت جمعی در بخشهایی مثل گفت وشنود درجلسات ( مشارکت)         خدمت کردن ، مشارکت کردن و فعال بودن در لژیون و سایر قسمت هایی که سفر اولی ها اجازه فعالیت  دارند ، در حد مطلوب  و استاندارد باشد زیرا این فعالیت ها تاثیر کاملا مستقیم در تعادل روان و ایجاد اعتماد به نفس و سایر پارامتر های روانی دارند . به عنوان مثال صحبت کردن در جمع  یکی از حرکت هایی است که به صورت واضح و مشخص به این بخش مربوط می شود .

ضلع سوم یعنی جهان بینی،همانند جسم وروان دردرمان بیماری اعتیاد نقش بسیار کلیدی دارد،تعادل در بخش جهانی بینی ،علاوه بر نتایج منحصر به فردو خاص خود ، تاثیر بسیار مهم و مستقیمی در تعادل جسم و روان دارد  به گونه ای که عدم توجه به این بخش، یعنی ناموفق بودن ما در عملیات درمانی، یعنی به تعادل نرسیدن جسم وروان.

 جهان بینی و به تعادل نزدیک شدن آن ، وضعیت و بستری را به وجود می آورد تا جسم و روان در بهترین شرایط به تعادل و اصلاح ساختار ها دست یابند .

تعریف جهان بینی در جزوه جهان بینی  نوشته آقای امین دژاکام به صورت کامل ارائه شده و در مورد آن سخن گفته شده است ، طبق تعریف فوق : جهان بینی یعنی مجموعه ی نگرش ، احساس ، ادراک و برداشت ما نسبت به محیط پیرامون ، این نگرش به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می شود  نگاه ما به درون و برداشت ما از درون  و نگاه ما به بیرون و برداشت ما از بیرون .

جهان بینی همانگونه که از واژه آن پیداست یعنی چگونه دیدن جهان ، هستی و زندگی و خودمان ، این چگونه دیدن ، نقش بسیار بسیار مهمی درحالات ما و نقش و پایگاه درونی و بیرونی ما در جامعه و هستی دارد .

آنچه که جایگاه ما را تعیین می نماید ، دانایی و در ادامه ، جهان بینی و به تبع آن عملکرد ماست .

ممکن است سوال شود که خوب ، جهان بینی یک مصرف کننده مواد مخدر به چه صورت است ، چه اتفاقی در آن به دلیل اعتیاد و مصرف مواد مخدر افتاده است و حالا چه باید کرد ؟

درپاسخ به این سوال می گوییم . برای مصرف  کننده مواد مخدر ، مصرف مواد اهمیت خاصی دارد تا جایی که شاید در زندگی او چیزی مهم تر از آن نباشد . مصرف مواد مخدر در صدر تمام خواسته ها و اولویت های اوست . هر مسئله ای که برای او مهم باشد ، در زمان نیاز مصرف ، مصرف مواد مهمتر و در اولویت است .

 به دلیل همین اهمیت خاص و از سوی دیگر وابستگی بسیار شدید که اگر مواد نباشد یعنی مرگ ، جهنم و پایان زندگی ، حتی اگر در بهشت سایر خواسته ها باشد و بودن مواد و مصرف مواد یعنی بهشت ، یعنی اینکه زندگی بر وفق مراد است حتی در بیغوله ها و در بدترین شرایط .

  از سوی دیگر فرماندهی مواد مخدر بر شهر وجودی او ، از جسم گرفته  تا روان و جهان بینی به گونه ای که در بست در خدمت خواست مواد و مصرف مواد است ، به نحوی که هر کجا مواد بگوید می رود و هرکجا که مواد نگوید نمی رود ، حتی غذا خوردن او تحت تاثیر مصرف مواد مخدر است که کدام غذا را بخورد و کدام غذا را نخورد  . به مجموعه این حالات  ما می گوییم جهان بینی افیونی یا معتاد گونه، یعنی نگرش ، احساس ، ادراک و برداشتی که تحت تاثیر مواد مخدر و مصرف آن به وجود آمده است و فرد ، خود ، زندگی و تمام هستی را از دریچه مواد مخدر ، مصرف و نشئگی می بیند .

در این وضعیت یعنی جهان بینی افیونی و به تبع آن انحراف و فاصله گرفتن از اصول صحیح تفکر سالم ، آرام آرام جو و فضای منفی و وارونه بر نگرش اوحاکم می شود ، افکار منفی ، بدبینی ، متوقع بودن ، همه عالم را نادان و گناهکار دیدن و بی گناه و مظلوم دبدن خود نیز از خصوصیات جهانبینی افیونی است . در این وضعیت ، رفتار او نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و زندگی دستخوش نابسامانی و در ادامه طوفان های سهمگین و ویرانگر می شود .

البته شدت این وضعیت بسته به نوع ماده مصرفی تفاوت دارد ؛ یعنی شدت و ضعف دارد ، به عنوان مثال جهان بینی یک مصرف کننده مواد مخدر که تریاک مصرف می کند با فردی که شیشه مصرف می کند از یمین تا یسار متفاوت است ، هر دو مصرف کنند اند اما این کجا و آن کجا . شاید بتوان گفت که مخرب ترین نوع جهان بینی  در بین مصرف کنندگان مواد مخدر ، متعلق به دوستان شیشه ای باشد .

زیرا بشر از بدو خلقت تا کنون چنین تفکرات وحشتناکی را در مصرف هیچ نوع ماده مخدری ندیده است  .

 نیروهای شیطانی نیز از قافله تکنولوژی و فن آوری  عقب نماند اند  و پا به پای پیشرفت علوم و تکنولوژی ، آنها نیز مواد جدیدتر و مخرب تر را عرضه می کنند که شیشه در حال حاضر  سر آمد تخریب شیطانی است .

 برای اصلاح وبه تعادل رساندن جهان بینی افیونی، بایستی چنداصل مهم واساسی رادرنظرگرفت.اول،اصل آموزش است،یعنی ابتدا به ساکن، مصرف کننده واردچرخه آموزش میشودوبایادگرفتن وکسب آگاهی  ازعلم اعتیادو شناخت صورت مسئله اعتیاد ، بلافاصله دیدگاه او نسبت به بیماریش و اعتیاد تغیر می کند ، در ادامه نیز آموزش هایی که می بیند و اطلاعاتی که کسب می کند ، آرام آرام دیدگاه و نگرش او را نسبت به همه چیز در معرض اصلاح و تعادل قرار می دهد،در کنار آموزش ، حرکت هایی که در درمان و به تعادل رسیدن جسم و روان صورت می گیرد به طور مستقیم و در تکمیل آموزش ها و به تعادل رساندن ساختارهای نگرش ، تفکر  و جهان بینی نقش دارد .

همانگونه که جهان بینی ، بستر تعادل جسم و روان است ، جسم و روان نیز بستر تعادل جهان بینی است  و بدون در اختیار داشتن تعادل نسبی در قسمت جسم ، کارکردن روی مقوله جهان بینی و به تعادل رساندن آن ، هیچ معنا و مفهومی ندارد . خیلی ساده بگوییم فردی که خمار است و هزاران درد و ناخوشی به سراغ او آمده است ، صحبت کردن از آموزش و جهان بینی برای او امری مضحک است ، ابتدا بایستی شرایط مطلوب جسمی  و روانی را برا ی او فراهم کنیم  تا نوبت به مقوله آموزش و جهان بینی برسد و فرد حوصله و پذیرش این مسائل را داشته باشد .

در طول حداقل 10 ماه سفر اول یا دوره درمان،با کاهش تدریجی و پله ای مصرف ، قرار گرفتن در جمع و گروه ، مشارکت های جمعی ، خدمت و دریافت آموزش ها و عمل به آن ها ، فرد را در وضعیتی قرار می دهد که اضلاع مثلث درمان اعتیاد او پا به پای یکدیگر و به موازات یکدیگر به تعادل نزدیک می شوند . جسم ، روان و جهان بینی به تعادل نزدیک شدن آن ها ،  فقط در یک کلمه خلاصه می شود . حال خوش .

و اما فرق نگاه مسافر و معتاد .

یکی از مشکلات خاص حوزه اعتیاد و مواد مخدر ، واژه هایی است که بار بسیار منفی دارند و در بعضی شرایط ، فعالیت را در این حوزه بسیار سخت می کنند . مثل کلمه معتاد .

 کلمه معتاد در جامعه ما بار بسیار منفی با خود دارد و هر کس که این کلمه در مورد او صدق می کند ، هزار و یک مسئله منفی دیگر نیز به او نسبت داده می شود . چه بسیارند افرادی که ناخواسته گرفتار مصرف مواد و اعتیاد شده اند ، اما انسان های درست و شریفی نیز هستند و به همین دلیل یعنی به کار بردن کلمه معتاد درمورد آنها وضعیتی را به وجود آورده که از ترس آبروی خود از مراجعه به مراکز درمانی خودداری می کنند .

یکی از حرکت های زیبای کنگره 60 ، فرهنک سازی و واژه سازی در این حوزه است تا این دسته از افراد بتوانند با نگرانی کمتری برای درمان اعتیاد خود مراجعه کنند .

یکی از این حرکت ها استفاده از واژه مصرف کننده مواد مخدر به جای کلمه معتاد است و همینطور استفاده از واژه مسافر برای مصرف کنندگان تحت درمان است که اعضای کنگره 60 در معرفی خود از آن استفاده می کنند ، افرادی که به کنگره 60 مراجعه می کنند  بعد از گذراندن سه جلسه مخصوص تازه وارین و انتخاب راهنما و آغاز نمودن سفر اول ، در معرفی ، خود را مسافر معرفی می کنند . سلام دوستان ... هستم یک مسافر . این کلمه زیبای مسافر نه تنها بار منفی ندارد  ، بلکه دنیایی از مفاهیم مثبت را درخود حمل می کند ، شرایط  مطلوبی را برای فرد به وجود می آورد تا دوره درمان خود را سپری کند.

یکی دیگر از حرکت های کنگره 60 در این حوزه ، استفاده از واژه مصرف کننده مواد مخدر است که به جای کلمه معتاد از آن استفاده می شود.کنگره 60واژه معتاد رااز تمامی متون و نوشتارهای خود حذف کرده است و حتی برای افرادی که گرفتاراعتیادهستند و خیال درمان و رهایی را نیز ندارند ، از واژه مصرف کننده استفاده می کند .

از آن جایی که هنوز در دنیا این موضوع جا نیفتاده  و اغلب از کلمه معتاد استفاده می شود ، لاجرم برای بیان تفاوت های فردی که درمان شده با فردی که فقط مصرف مواد را قطع کرده و به اصطلاح ترک کرده است ، از کلمه معتاد و مسافر استفاده می کنیم .

منظورمان از معتاد فردی است که با روش اشتباه ، فقط مواد خود را قطع کرده و یا هنوز مصرف می کند و منظور از مسافر ، فردی است که در کنگره 60 با استفاده از متد صحیح ، دوره درمان را سپری می کند و یا به درمان و تعادل رسیده است .

می خواهیم دیدگاه و فرق نگاه این دو شخصیت را خیلی خلاصه در حوزه اعتیاد و درمان و در ادامه ، در مورد زندگی مقایسه کنیم . قدر مسلم وقتی صحبت از فرق نگاه می کنم ، اهمیت موضوع جهان بینی در این دیالوگ ها ، بیش از پیش مشخص می شود ، هرچند جسم و روان نیز در فرق نگاه بسیار مهم است .

معتاد  :

دیگران من را معتاد کردند ، دوست  ، رفیق ، خانواده ، محیط ، جامعه ، ژنتیك ، آن ها باعث شدند تا من گرفتار اعتیاد شوم . علت اعتیاد من آن ها هستند .

مسافر :

علت اعتیاد من ، جهل و نادانی و خواست خودم بود ، هیچ کس مرا مجبور نکرد که بروم و مصرف کنم ، خودم خواستم ، خودم باعث بودم . خودم به دلیل جهل و نادانی و حرکت های بی تفکر به سمت مصرف و اعتیاد رفتم  .

معتاد :

اعتیاد درمان ندارد ، مرخصی دارد ولی ترخیص ندارد ، لبت که خورد به وافور ، شسته میشه با کافور ، حتی اگر مصرف نکنی باز هم معتادی ، تا آخر عمر معتادی .

مسافر :

اعتیاد درمان دارد ، درمان قطعی دارد ، طوری درمان می شوی و رها میشوی که اثری از اعتیاد درتو نباشد ، از روز اولت خیلی خیلی بهتر خواهی شد ،  طوری درمان می شوی و رها می شوی و به تعادل می رسی که هیچ کس باور نکند تو روزی مصرف کننده بوده ای . صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است.

معتاد  :

حالم خوب نیست ، وسوسه دارم ، اگر یک مصرف کننده ببینم حالم خراب می شود ، اگر مثلاً یک سرنگ ببینم حالم بد می شود ، چه کار کنم که نزنم ؟

مسافر :

نه ، من حالم خوب است . خوبِ خوب ، هیچ وسوسه ای هم ندارم ، هیچ میلی ندارم ، دیدن این صحنه ها هم که تو می گویی ، حال مرا خراب نمی کند ، جنس و تفکر من عوض شده است ، این جور چیزها روی من اثری ندارد . هیچ وقت هم قرار نیست که بروم و بزنم تا دنیا دنیاست من دیگر مصرف نمی کنم ، زور نمی زنم که نزنم . چون درمان شده ام و به تعادل رسیده ام .

معتاد:

من مدتهاست که پاکم اما هنوز حالم خوب نشده است ، چهره ام هنوز درست نشده و مثل زمان مصرف هستم ، شبها راحت نمی خوابم  ، خسته ام ، زود عصبانی می شوم و در مسائل زناشویی مشکل دارم .

مسافر :

ولی من مشکلی ندارم ، چهره ام کاملاً درست شده ، طوری که کسی باور نمی کند من یه موقعی اعتیاد داشتم ، شبها راحت می خوابم و صبح زود بیدار می شوم ، زود عصبانی نمی شوم و در مسایل زناشویی هم مشکلی ندارم  ، ورزش هم می کنم ، هفته ای سه روز ساعت 6 صبح استخر هستم . تیراندازی با كمان ، راگبی ، فوتسال ، والیبال 

معتاد :

همه مردم حالشون خرابه ، منو درک نمی کنند ، همه بد هستند .

مسافر :

نه ،همه حالشون خراب نیست ، همه حالشون بد نیست ، آدم وقتی حالش خراب باشه ، حالش بد باشه ، همه دنیا رو حال خراب و بد می بینه . من باید آن ها را درک کنم تا مرا درک کنند ، من باید خوب باشم تا همه را خوب ببینم ، اگر صاف باشی همه را صاف می بینی و اگر کج باشی ، همه دنیا و آدمهاش رو کج می بینی .

معتاد  :

تو این دنیا نمی شه زندگی کرد ، چرا به من کمک نمی کنند ؟ چرا به من کار نمی دهند ؟ چرا به من احترام نمی گذارن ؟ حالا که من ترک کرده ام همه باید به من کمک کنند و همه جور امکاناتی برای من فراهم کنند تا من نروم و نزنم . باید به من اعتبار بدهند ، خانواده باید هر چی که می خوام به من بده والا می رم و می زنم .

مسافر:

تو این دنیا میشه زندگی کرد ، خوب هم میشه زندگی کرد ، اگر درست باشی و در صراط مستقیم باشی ، همین دنیا برای تو می شود بهشت . از کسی نباید توقع کمک داشته باشی ، باید خودت تلاش کنی ، باید کار پیدا کنی ، اگه می خوای بری و بزنی ، برو بزن ، بهانه نگیر ،

 رفتی مواد مصرف کردی ، کلی خراب کاری کردی ، به خودت ، خانواده و جامعه آسیب رسوندی ، کلی رنج ، گرفتاری برای همه درست کردی ، طلب کار هم هستی ؟!     هیچ کس در خدمت تو نیست ، خودت باید در خدمت خودت باشی ، خودت خراب کردی خودت هم باید درست کنی ، اگه بخواهی و تلاش کنی هم کار پیدا می کنی ، همه اعتبار از دست رفتت رو به دست میاری ، هم اینکه امکاناتی رو که گفتی می تونی برای خودت فراهم کنی . برای انسان هیچی نیست جز سعی و تلاش خودش . باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فكر نمی كند .

معتاد:

هیچ کس مرا دوست ندارد .

مسافر  :

خودت را دوست داشته باش ، دیگران را دوست داشته باش ، در صراط مستقیم باش ، تا دنیا و همه آدم هاش تو رو دوست داشته باشند . افکار تو و گفتار درونی تو ، امواجی رو از تو ساطع می کنه که این امواج حس دیگران رو در برخورد با تو تعیین می کنه . اگه در افکارت و در صحبت ها و گفتارهای درونی خودت دائماً به این موضوع که هیچ کس تو رو دوست نداره فکر کنی و با خودت اینجوری صحبت کنی و دائماً در افکار منفی سیر کنی ، در تو حس منفی به وجود میاد ، افکار منفی و حس های منفی ، شکل تک تک سلول های جسم تو رو به هم می ریزه ، آرایش سلولی و زیبایی سلولی رو از دست می دی و به دنبالش جسم و چهره تو هم زیبایش رو از دست می ده . امواج منفی از تو ساطع می شه و این امواج در حس دیگران هنگام رویارویی با تو خیلی مهم و تعیین کننده است . اگه منفی باشی حس دیگران هم نسبت به تو منفی میشه . خلاصه اینکه همه مطلب در درون و برون ماست . همه بدی ها و همه خوبی ها ، همه و همه از خود ما شروع میشه و سر چشمه می گیره . اگه مثبت باشی ، دیگران رو دوست داشته باشی ، خودت رو دوست داشته باشی و فکر منفی نکنی ، مطمئن باش که تک تک سلول های تو حالشون خوب میشه ، در این حالت ، جهره تو هم زیبا و دوست داشتنی خواهد بود . درست مثل افکار و احساساتی که داری . و در ادامه تمام دنیا و هستی تو رو دوست خواهند داشت و به تو احترام خواهند گذاشت .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 دی 1394
پنجشنبه 1 بهمن 1394 01:37 ق.ظ
ممنون از مطالب خوبتون
پنجشنبه 24 دی 1394 02:46 ب.ظ
بیگ لایک / عالی بود" افرین محمد جان "
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی