تبلیغات
لژیون آقای مجید هاشم پور - خلاصه سخنان جناب مهندس در سی دی ( گیرنده)
لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی
ما در کنگره 60 اگر درگیر اعتیاد شدیم به خاطر این بود که علم زندگی را بلد نبودیم ،اگر در خانه دعوا و مجادله داریم به      
دلیل نداشتن علم زندگی است . بالاترین علم، علم زندگی کردن است و این در فرامین پیامبران است که برای 
هدایت انسانها گسیل شده اند. 

بنام قدرت مطلق

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

خلاصه سخنان جناب آقای مهندس در سی دی گیرنده


دفعه قبل راجع به علم و حس صحبت کردیم. گفتیم بزرگترین علم، علم زندگی کردن است. بعضی از ما علم درست زندگی کردن را بلد نیستیم. هر کسی در هر رشته ای کار می کند خیال می کند بالاترین علم در رشته و کاری است که او انجام می دهد برای مثال یک شیمی دان فکر می کند بالاترین علم، علم شیمی است. هر کسی علم خودش را بالاترین علم می داند ولی به اعتقاد من بالاترین علم، علم زندگی است، انسان باید بداند که چگونه زندگی کند، روابط اش با دیگران چگونه باشد، روابط اش با خودش چگونه باشد، از هستی چه چیزی درک کند، بداند که کیست و کجا هست؟ برای چه آمده؟ به هستی و خلقت نگاه کند، به درخت و گیاهان، به حیوان، به انسان و به سماوات نگاه کند و راجع به این ها اندیشه و تدبر کند. انسانها وقتی در یک رشته ای مقداری معلومات فراهم و گردآوری می کنند، تصور می کنند که این آخر علم و دانش است. به قول مولانا که شعر قشنگی سروده است:

داند که او خاصیت هر جوهری       در بیان جوهر خود چون خری

هزاران از علوم و فضل را می داند و تشریح می کند ولی در بیان جوهر خود چون خر، هیچ نمی داند. یا انسانی هست که همه را به راه راست هدایت و نصیحت می کند ولی خودش هر لحظه به عمق چاه فساد فرو می رود.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند     چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

انسانهایی هستند که در ظاهر همه را نصیحت می کنند ولی در باطن خودشان هر لحظه به عمق فساد نزدیک می شوندو فرو می روند.

برای ما بسیار مهم است که علم زندگی را یاد بگیریم، اگر ما امروز افسرده هستیم علتش آن است که علم زندگی را بلد نیستیم، اگر مریض هستیم یا دست به خودکشی می زنیم و یا هر قضیه ای که در آن ناکام هستیم همه به این دلیل است که علم زندگی را بلد نیستیم.بر این قضیه سه چیز حکم فرماست، یکی خواست انسانها، یکی تقدیر و دیگری فرمان الهی است که بارها راجع به آنها صحبت کردیم. اکثر اتفاقات مال ندانستن علم زندگی است. ممکن است کسی فقیر باشد ولی از زندگی خیلی برخوردار باشد و لذت ببرد و روابط خوبی با دیگران داشته باشد، در عین حال شخصی ثروتمند باشد و معامله ی میلیاردی کرده باشد ولی مثلا برای دادن پنجاه هزار تومان انعام به شخصی که به او خدمت کرده است خساست می کند و به او پول نمی دهد. این ها همه نشان دهنده این است که شخص، علم زندگی را ندارد.

ما در کنگره 60 اگر درگیر اعتیاد شدیم به خاطر این بود که علم زندگی را بلد نبودیم ،اگر در خانه دعوا و مجادله داریم به دلیل نداشتن علم زندگی است . بالاترین علم، علم زندگی کردن است و این در فرامین پیامبران است که برای هدایت انسانها گسیل شده اند. وقتی موجودی پا به عرصه ی حیات می گذارد (حال هر چه باشد،حیوان،گیاه ،حشره و یا...)احتیاج به یک وسیله و گیرنده ای دارد که محیط اطرافش را دریافت کند و در آن محیط و هستی باید یک وسیله ای باشد که توسط آن وسیله شخص بتواند با حسش مطالب را بگیرد. یعنی موجود باید یک گیرنده داشته باشد که توسط آن گیرنده بفهمد که دور و اطرافش چه خبر است. در اطراف آن موجود هم باید وسیله ای باشد که آن حس را بگیرد. از جمله گیرنده های هستی نور است،  نور باید باشد که وقتی شخصی جلوی نور می ایستد و نور به او می خورد و منعکس می شود آن هنگام ما شخص را می بینیم. ما در تاریکی و بدون نور نمی بینیم.  چیز دیگری که باید در هستی وجود داشته باشد که آن ها را بگیریم صوت است و در هستی سه چیز لازم و ملزم هم هستند نور، صوت و حس، که این سه در تمام کائنات پیوند هستی را تشکیل می دهند. چه در بُعد فیزیک ، چه در بُعد متا فیزیک ، چه در بُعد جهان و چه ماورای جهان و چه بُعد آخرت،  این سه پیوند هست و از بین نمی رود. در جهان پس از مرگ هم ما احتیاج به یک جسمیت داریم. مثلا در این جهان جسمیت  از خاک بود، ممکن است در آن جهان جسمیت از آتش باشد به هر حال یک جسمیت می خواهد. نور، صوت و حس هم باید وجود داشته باشد.

حال می خواهم راجع به حس بیشتر صحبت کنم. چون حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار می اندازد. عقل می شود مثل متن کتاب و حس می شود مثل اسم کتاب، وقتی فکر کنیم در می یابیم که حس اولین نیرویی است که قوه ی عشق را نیز به کار می اندازد. همچنین قوه ی تنفر، قوه ی حسادت، و قوه ی ایمان و یا هر چیز دیگری ، اینها همه با نیروی حس کار می افتد. راجع به هر مسئله ای ما با حس رابطه داریم  ما هر چه راجع به حس صحبت کنیم  کم است چون به وسیله همین حس است که ما ادراک خود را از جهان هستی روز به روز افزایش می دهیم و ما سعی می کنیم به وسیله ی حس، عقل، عشق، ایمان، تنفر و ... را بیشتر و بهتر بشناسیم و با حس بیشتر کار کنیم.

خوب در اینجا 17/12/1380 است که استاد می فرمایند:

"ما بسیار خوشحالیم، انشاا... همان طوری که مکتوبات ارزش واقعی خود را در جهت بیداری انسانهایی که می خواهند به راه مستقیم بروند نشان می دهد و یا آنان خواسته های خود را در آن نوشتارها می یابند و جهت خود را به طور حتم می یابندو ما این موضوع را تجربه می نمائیم. و اما در مورد حس درون، که می دانید در بدن قابل فهم است پنج حس نام برده شده است اما پنج حس دیگر بیرون بدن است که با هفت اندام دیگر نزدیکی بیشتری دارند و حس ششم رابطه بین بیرون و درون است"

همان طور که دفعه قبل گفتم به قول مولانا:

پنج حس از درون ماسور او     پنج حس از برون مامور او

ده حس است و هفت اندام دگر      آنچه اندر گفت ناید می شمر

مولانا می گوید: پنج حس درون است و پنج حس بیرون، ولی ما می گوئیم یازده حس، پنج حس درون، پنج حس بیرون و یک حس ششم که رابط درون و بیرون است.

وقتی می گویند: انسان را خلق کردیم در هفت طبقه ی آسمان، بدان معنی است که بعضی از بزرگان معتقد هستند که انسان در آن تکامل و عروج خودش باید از تمام لایه های آسمانها بگذرد و برای این که از این هفت طبقه عبور کند و به آن قله و مکان اصلی برسد، برای هر کدام از طبقات آسمانها، یک پیکره دارد که همه این ها توی هم هستن. پنج حس درون که قابل فهم و درک است و پنج حس دیگر با آن پیکرهای دیگر ( که می توان انها را غالب شالی یا روح یا جسم برزخی ویا ... نامید ) در ارتباط هستند. وحس ششم که رابط بیرون ودرون متعلق به جسمیت است وپنج حس دیگر متعلق به کالبد های دیگرمان است. حس های بیرون قابل رویت نیستند ، حال چرا می گویم ذدائائدالحس های بیرون؟ چرا که درون جسم ما نیستد. آن پیکره و چیزی که ما شبها در خواب می بینیم، آن در جسم ما وارد می شود یعنی داخل جسم ما می شود و بیرون می رود بعنی جزئی از آن نیست، تر کیب نمی شود و کاملاً قابل تفکیک است.

"حس های بیرون قابل رویت نیستند اگر قدری فکر کنید قبلاً ما گفتیم که حس غیر قابل رویت است اما هم نام خودش را می جوید، درست است"

حسی که دو انسان نسبت به هم دارند برای بقیه قابل رویت نیست برای خودشان قابل درک است. همان طور که در یکی از وادی ها مطرح کردیم غمزه های یک پروانه را پروانه ی دیگری درک می کند ولی شما درک نمی کنید، یا کرشمه های دو زنبور ر ا فقط خودشان درک می کنند، آنها خودشان از نوع بال زدن شان و خیلی مطالبی که ما سر در نمی آوریم، همدیگر را درک می کنند چون هم حس هستند.

"به آنچه هست، پی بردن تمنای دل می خواهد، الهام به آن شکل می دهد آن گاه تصویری گرفت. پالایش های مداوم به تراوش ها اسنحکام می بخشد و آن گاه آن سخن به شکل دیگری مورد کاوش ماست، حس مانند خداوند است، در هستی و نیستی موجود و رویت ناپذیر، اما هم نام خودش قابل حس است"

 خداوند در تمام هستی هست و رویت ناپذیر است، حس هم همین طور است در کل هستی وجود دارد ولی قابل دیدن نیست ولی هم نام خودش فابل حس است. اگر شما بخواهید خداوند را درک کنید باید مقداری به حس خداوند ، نزدیک شوی نه به کل بلکه به جزئی از حس خداوند. شما هیچگاه به احساس و حس کل هستی پی نمی برند، هیچ کس پی نمی برد هر کسی یک ذره ای به احساس هستی پی می برد. کل موجودات از هستی یک احساسی در محدوده خودشان و حس های هم نام خودشان را درک می کنند. ما ممکن است یک قسمتهایی از هستی که به ما مربوط می شود به آنها نزدیک شویم و چیز هایی را درک کنیم. هیچ انسانی نمی تواند به کل هستی و قدرت و ذات خداوند پی ببرد. اگر بخواهیم چیزی را بگیریم باید با آن هم حس بشویم. دو نفر که به هم علاقه مند می شوند باید هم حس بشوند اگر هم حس نشوند نمی توانند به هم علاقه مند شوند در هستی آنهایی که می خواهند به هم نزدیک شوند باید حس آنها به هم نزدیک شود. مانند دو نفر که می خواهند با هم دوست شوند آنها هم باید حس شان به هم نزدیک شود تا بتوانند با هم دوست شوند. دو نفر با هم زندگی می کنند ولی حس شان با هم جور در نمی آید، هر روز با هم دعوا و در گیری دارند برای حس کردن تمنای دل می خواهد، برای چیزی که می خواهی به آن پی ببری ، وقتی تنمای دل داشته باشی احساسش را درک خواهی کرد ولی اگر تمنای دل نداشته باشی درک نخواهی کرد. وقتی یک احساسی داشته باشی باید یک الهامی باشد تا با آن شکل دهد الهام از طریق مختلف هست . فالمها فجور ها و تقواها. الهام می تواند  از طریق یک  منبع الهی باشد و یا این الهام می تواند از طریق یک موجود دیگر باشد که همان القاء است. وقتی الهام را می گیریم آن هنگام تصویر می آید. اگر بخواهم در مورد این قسمت توضیح بدهم خیلی وقت می گیرد و از اصل صحبت دور می شویم. انشاالله در فرصتی دیگر توضیح خواهم داد. برای احساس و درک کردن هر چیزی باید تمنای دل داشته باشیم بعد از آن الهام صورت می گیرد و شکل می گیرد و آن گاه تصویر می گیرد. قبلا ما گفتیم که حس غیر قابل رویت است اما هم نام خودش قابل حس است. شما بین این همه انسان ممکن است به یک نفر علاقه مند شوید یا با یک نفر دوست شوید حال مذکر یا مونث فرق نمی کند،  این هم نام شدن حس است که شما به طرف فرد مقابل کشیده می شوید.

"پس اگر می خواهید به بیرون از بدن که به عبارتی دیده نمی شود، اما مکان و به قول معروف مبدا و منشاء و ریشه اش از قفس تن آغازمی شود و به بیرون ما را به ماورای اندیشه هدایت می نماید"

بیا تا گل برافشایم و می در ساغر اندازیم      فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

در این شعر حافظ می گوید اگر می خواهی طرحی نو بدهی باید سقف فلک را بشکافی یعنی از جهان فیزیک خارج شوی یا از مجموعه فیزیک منظومه شمسی و یا کره ی زمین (جهان ماده) خارج بشوی. عرفای ما مثل سهروردی ، بسطامی و خیلی از بزرگانی که بودند اینها سقف فلک را شکافتند، دل هر ذزه که بشکانی، آفتابی در میان بینی از مضیع جهات در گذری،وسعت ملک لامکان بینی.ازجهاتی که  ما داریم بالا، پایین،چپ و راست،جلو و عقب ازشش جهت، وقتی از چهارچوبه زمان رامی بینی.آن هنگام وارد جهان دیگر می شوی و ما بعد از مرگ وارد جهان لامکان خواهیم شد.

"هر چیز آغازی دارد و برای شناخت بقیه مطالب باید وسیله ای باشد مانند صوت"

هرچیزی آغاز و شروعی دارد و برای شناخت و تشخیص هرچیزی همانطور که در اول صحبتمان گفتم نیاز به صوت و حس و نور دارد. اگر صوت و نور و حس نباشد ما چیزی را درک نمی کردیم.

"مسئله ای که خود می گویید،در این مسئله حداقل بایستی یک مسئله یا موضوع معلوم باشد تا مجهولات دیگر را از روی آن دریافت نماییم، آیا متوجه شدید"

برای هر چیزی که می خواهیم  از جمله درک جهان هستی همان طور که می گوییم باید نور و صوت باشد تا آن را درک کنیم. برای مسائل هم همین طور است باید یک چیزی باشد. برای مثال شما بخواهید آدرسی را پیدا کنید باید یک چیزی باشد تا شما آدرس را پیدا کنید. در حقیقت چیزی که همه ی شما می بینید در فیلم ها، همیشه می گویند باید یک سر نخی باشد و همه کارآگاهها در مسائل جنایی همیشه به دنبال سر نخی هستند که از روی آن بتوانند بقیه مطالب را کشف کنند. در مسئله اعتیاد سر نخ های زیادی بوده ولی به هیچ یک توجهی نکرده اند. یعنی حتی یک تکه ی معلوم هم نداشته است. هزاران مجهول بوده ولی یک معلوم خوب نبوده است.  برای مثال یک سر نخ و معلوم خوب در مسئله ی اعتیاد این بود که مواد مخدر جایگزین است و سم نیست که بگوئیم سم زدایی کنید.سر نخ و معلوم این بود که مواد مخدر جایگزین مخدرهای طبیعی بدن شده است. همین یک مجهول که معلوم شد راه را به انسان نشان می دهد.

"نگهبان: آری من همیشه می گویم چون این یک مسئله ی ریاضی است برای حل مجهولات بایستی حتما" یک و یا چند موضوع معلوم باشد ولی نکته ای که می خواستم توضیح بدهم این است که آیا خیال و تصور و یادآوری خود حس محسوب می شود یا خیر "

نکاتی که راجع به حس گفتم و توضیحاتی که دادم تا این جا کافی است. اکنون به بحث دنباله دارمان که ریتم در قرآن است می پردازیم. دلایل ما بسیار جالب است برای اینکه این چه نوع کتابی است. درباره مطالبی که دفعه قبل گفتم به طور خلاصه توضیحاتی را می دهم. از آن هنگام که پارگرافها و بحث ریتم قرآن را شروع کردم، گفتم که روی سی دی ها شماره گذاری کنند از شماره 1 تا این سی دی ، هر سی دی نام خاص خودش را دارد به اضافه ی یک شماره که در بالای سی دی نوشته می شود که این نشان دهنده ی دنباله دار بودن مطالب قبل است. گفتیم که قران 114 سوره دارد. یکی از سوره های قران به نام توبه بسم الله الرحمن الرحیم ندارد ولی سوره دیگری به نام نمل دو بسم الله ارحمن الرحیم دارد که این باز می شود 114، که مضربی از بسم الله الرحمن الرحیم است  که بسم الله ارحمن الرحیم 19 حرف است پس 114 را تقسیم بر 19 کردیم عدد صحیح 6 به دست می آید.

 گفتیم از سوره 9 که سوره توبه است که بسم االله الرحمن الرحیم ندارد تا سوره شماره 27 که سوره نمل است و دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد، 19 تا عدد شد یعنی شمارش کردیم عدد 19 به دست آمد باز کار دیگری که کردیم از سوره 9 تا سوره 27 شماره سوره ها را نوشتیم 9، 10، 11، تا 27 و با هم جمع کردیم عدد 342 به دست آمد که 342 را تقسیم بر عدد 19 کردیم باز شد 18، یعنی 18 تا بسم الله الرحمن الرحیم.

گفتیم اولین سوره ای که به رسول خدا نازل شد سوره علق بود که دارای 19 آیه است، از سوره 96 قرآن که سوره علق است تا پایان قرآن که سوره 114 می باشد باز 19 سوره داریم.

چیزی که امروز می خواهم به شما یاد بدهم چند تا نکته در قرآن است. در سوره بقره یک جا به جای مکه نوشته شده است بکه، یک جا باید با صاد نوشته می شد با سین نوشته شده است. البته این ها همه حساب دارد. در چیدمان قرآن اولین سوره، سوره حمد است. سوره حمد تا آن جا که من دیدم بسم الله الرحمن الرحیم آن هم شماره دارد. اکثراً بسم الله الرحمن الرحیم در سوره ها جزء آیات نیست ولی در سوره حمد اولین آیه است و شماره یک دارد. این مشخص می کند که ریتم دارد و این ریتم برای چیست، برای این است که شما نمی توانید ریتم را عوضش کنید مثل یک کلید است. شما وقتی که یک قطعه موسیقی را می نوازید اگر از ریتم خارج شوید فوری شنونده می گوید که از ریتم خارج شده و خارج می زند.

خداوند می فرماید: من برای این کتاب نگهبانانی گماردم که این کتاب را حفظ می کنند. اگر بیاییم سوره حمد را شماره گذاری کنیم، یعنی بسم الله الرحمن الرحیم شماره 1 و آیات سوره حمد که 7 آیه می باشد، شماره اعداد آنها را کنار هم بگذاریم می شود عدد 11234567 که اگر این عدد را تقسیم بر عدد 19 کنیم عدد به دست آمده می شود 591293 یعنی 591293 تا بسم الله ارحمن الرحیم یعنی مضربی از عدد 19، 18 یا 17 تا نمی شود. یک چنین رقمی فقط در صورتی به دست می آید که همان طور که نوشته شده بسم الله الرحمن الرحیم در این سوره شماره 1 را داشته باشد. شماره اولین آیه که بسم الله الرحمن الرحیم است 19 تا حرف دارد دومین آیه 17 تا حرف دارد، تا آخرش نگاه کنید آیه هفتم 43 تا حرف دارد. اگر بیائیم و شماره هر آیه را با تعداد حروف آن  آیه در کنار هم قرار دهیم یعنی از آیه یک که 19 حرف دارد تا آیه هفتم که 43 حرف دارد، یک عدد 15 رقمی به دست می آید حال اگر این عدد را تقسیم بر عدد 19 کنیم یک عدد سیزده رقمی در می آید که این باز دقیقاً یک مضربی از عدد 19 است.

یک مطلب دیگر، بروید و حساب کنید. اگر از آیه اول که بسم الله الرحمن الرحیم است تا آیه هفتم تمامی حروف آیات را شماره ابجدشان را در بیاوریم و حساب کنیم عددی که به دست می آید را تقسیم بر 19 کنیم مضرب کاملاً صحیحی به دست می آید.

چیزی که ما می توانیم بدون چک و چونه عمل کنیم همین نمازی است که می خوانیم، نماز صبح 2 رکعت، نماز ظهر 4 رکعت، نماز عصر 4 رکعت، نماز مغرب 3 رکعت و نماز عشاء 4 رکعت. اگر تعداد رکعت های نماز روزانه را کنار هم قرار دهیم عدد 24434 به دست می آید حال اگر این رقم را تقسیم بر عدد 19 کنیم عدد به دست آمده می شود 1286، یعنی مضربی صحیح از عدد 19 که تعداد حروف بسم الله ارحمن الرحیم است.

همان طور که قبلاً گفتم در سوره شوری (عسق) عین سین قاف که اینها نگهبانانی هستند برای سوره که در سوره دخل و تصرفی صورت نگیرد. اگر بشماریم عین ها 98 تا است، سین ها 54 تا است و قاف ها 57 تا است که سر جمع می شود 209 که اگر 209 را تقسیم بر عدد 19 کنیم می شود 11، یعنی ترتیب یازده تا بسم الله الرحمن الرحیم که در این سوره نهفته است.

حروف عربی 28 تا حرف است که 14 تا به عنوان حروف مقطعه یا حروف رمز یا حروف پاراگراف قرآنی آمده است که این چهارده حرف عبارت از الف- میم- لام- ر- عین- سین- قاف- نون –صاد-طا- ح- ه- ک- ی. نصف حروف عربی حروف مقطعه هستند یعنی 14 حرف. این حروف 14 پاراگراف را تشکیل می دهند مانند الر- الم و.... یعنی با در کنار هم قرار گرفتن این حروف 14 رمز درست می شود که این 14 پاراگراف اول 29 سوره از قرآن آمده است، اگر این اعداد را با هم جمع کنیم یعنی 29+14+14 عدد 57 در می آید که باز هم مضربی از عدد 19 است.


تهیه و تنظیم: مسافر رضا 




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، خلاصه سی دی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 اسفند 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی