تبلیغات
لژیون آقای مجید هاشم پور - مشارکت مکتوب لژیون نوزدهم نمایندگی شادآباد، DST وتجربه من از سایر روشها
لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی
D S T و تجربه من از سایر روشها




مشارکت مکتوب لژیون نوزدهم نمایندگی شادآباد




بنام قدرت مطلق


DST  و تجربه من از سایر روشها

سلام دوستان کیانوش هستم یک مسافر.

بعدازچندسال مصرف مواد مخدرکه بجزخداکسی ازمصرفم اطلاع نداشت،درحالیکه کاروزندگیم بندربود، سال۸۵برای اولین باربه فکرترک مواد افتادم،که با مرکز N/Aآشناشدم وچون تجربه خماری وعذاب رانداشتم خیلی راحت موفق به ترک وتحمل دردهای فیزیکی شدم، قریب دوماه بعد لغزش کردم ودیگربه فکرترک نیفتادم تامنتقل تهران شدم.

بدو ورودم درتهران،چون به مصرف هرویین وکراک افتادهبودم وحدود۵۰کیلولاغر شده بودم،ناچاراً به بهانه ماموریت به کمپ رفتم اما روز سوم از آنجا با هزار پلتیک فرار کردم، خانواده ام که آب رفتن مرا میدیدند به شک وپرسشهای گوناگون مشغول شدند،آنهافکر هرچیزی رامثل رژیم سخت یاهر مسئله دیگری میکردند،جزاعتیادم، بالاخره خودم مشکلم را عنوان کردم.

مرادریکی ازبهترین کلینیکهای U.R.O.D بستری نمودند وبدنم را سمزدایی کردند، تاچندروزگرچه بدن درد زیادی نداشتم امادوهفته نه خواب داشتم نه خوراک، به شدیدترین وضع ممکن لاغرتر شدم ودرخانه پدرم ازمن پرستاری میشد،ضمن اینکه سیگارراهم ازمن گرفته بودند، من هم بابت این موضوع بشدت خجالت میکشیدم ومعذب بودم، زیراکسی باورنمیکردکیانوش که به ورزشکاری شهره دوستان وفامیلودارای چند مقام ریز و درشت بود،خودش را به این روز بیندازد.

دکترمن علاوه برقرصهای اعصاب مثل کلودیین وکپسولهای ضد تیک،کپسولهای فوق خطرناک نالتروکسین هم داده بودومیگفت صبح که سرکارمیرودبایددرون شیریا چای یاشربت حل کنید وب خوردش بدهید، نالتروکسین راقرص شیطان مینامیدم(توضیح اینکه:بعد ازمصرف کپسول شیطانی اگر موادمصرف میشد، انسان نعشه نمیشد و درنتیجه باید زیاد و بیشتر مصرف مینمودم که در۹۹درصدمواردمنجربه آور دوز ومرگ میشد، امااگربعدازمصرف موادکپسول شیطانی بخوردانسان داده میشد،خدانصیب گرگ و گبرنکند، واقعا و بدون اغراق عرض میکنم که باعذابهای جهنمی برابری میکند و فرد را خماری مضاعف و توهمهای جهنمی که قابل توصیف نیستند دربرمیگیردکه شخص مجبور به مصرف و درنتیجه بدون شک به کام مرگ می رود) من که اسیر وسوسه شدید مواد بخصوص شیمیایی که وسوسه اش بیشتراست بودم و تصاویرذهنی حاکی ازمواد دمی مرا آرام نمیگذاشت، پس از چند روز تصمیم به مصرف مواد فقط برای یکبارگرفتم.کپسول شیطانی رابه خوردم دادند(آن کپسول به محض ورود به دهان، روکشش آنی آب میشود و از راه زبان و بزاق جذب بدن میشود و هیچ راه فراری ندارد) اگر چه باورم نمیشد و هرچه بخودم نهیب زدم بی فایده بود، وسوسه و عطشم نسبت به مصرف مواد بیشترمیشد به هرحال مواد را تهیه کردم و ازکاسب خواهش کردم که درمنزلش مصرف کنم، شاید باور حضرات نشود اما هر چه میکشیدم، اصلاً نشئه نمیشدم و سرم بشدت گیج میرفت، باحال بد به منزل آمدم همسرم شک کرده بود و من هم منکربودم که کپسول شیطانی را درشربت حل کرد و من هم که بی خبراز عواقب کار بودم، با اطمینان کامل شربت را سرکشیدم که به سه دقیقه نرسید که تا نزدیکی مرگ رفتم و نمی دانم چه شد زنده ماندم، خلاصه قرصها را دور ریختم و مصرفم راکنترل شده ادامه دادم.

 این بار درکرج باNA آشناشدم و۶ماه حدوداً پاک پاک بودم تامنزلمان راازکرج به تهران آوردیم، دیگر سمت مواد صنعتی و شیمیایی خیلی بندرت میرفتم و فقط تریاک میخوردم اما خانواده ام اصلا چیزی از مصرفم نمیدانستند و بر این باور بودندکه پاک شدم.همسرم خیلی مدیریت کرد که آبرویم نرود، چندسال بدین منوال گذشت خودم دیدم فایده ای ندارد و روز به روز حالم بد و بدتر شد اما با پناه بردن به خداوند منان راهی را به من نشان داد تا از این اوضاع بتوانم خودم را خارج کنم و به یک دانایی و حال خوش برسم.

اذن ورود به کنگره 60 برای من صادر شد و باحال خراب وارد کنگره شدم، راهنمای اولم مرحوم آقای احمدنورمحمدی بودند و همه چیز خوب بود تا ایشان مرحوم شدند و جناب آقای مجیدهاشم پور مرا حمایت کردند و راهنمایم شدند، من درکنار هزاران نقص و ایراد، بسیار درگیر منیت بودم، راهنمای گرانقدرم را اوایل قدرشان را ندانستم و خیلی اذیتشان کردم تا بالاخره حدود ۵ ماه گذشته رهاشدم.

 

درمقام کوچکترین عضوکنگره60، به تازه واردین عارضم بهترین راه درمان اعتیاد و خیلی درمانها با متد DST  انجام می گیرد و تنها چیزی که کمر اعتیاد را میشکند، در وحله اول فقط نظم وانضباط رهجو میباشد و بعد از آن نداشتن منیت و سپس تعویض سر  خود با سر راهنما به معنای واقعی، این نکات باید کلام بکلام به اجرا دربیاید تا موفقیت و درمان حاصل گردد.

 

ازاینکه وقت گذاشتید ومطالبم راخواندید کمال تشکر و سپاس را دارم.

 


سلام دوستان حمید هستم یک مسافر

من در سن 16 سالگی با مواد آشنا شدم تا به خودم آمدم فهمیدم اعتیاد تمام وجودم را فرا گرفته، 6 سال به همین منوال گذشت تا زمانی که تصمیم گرفتم مواد را ترک کنم، در ابتدا خودم اقدام نمودم برای ترک سقوط آزاد که یک هفته بیشتر دوام  نداشت و از نو مصرفم را شروع می کردم، چندین بار این روش را انجام دادم اما بی فایده بود دائماً به سمت مواد مخدر می رفتم.

یک روز یکی از دوستان قرص دراگون را به من معرفی نمود، دراگون یک قرص گیاهی بود که از هندوستان وارد میکردند، از همان زمان بود که ترک مواد مخدر با قرص های گیاهی شروع شد و خیلی خوب هم جواب نداد، من از هم شکست خورده بودم و یک روز دوستم را دیدم گفت موادی آمده که اثر تریاک را از بین می برد همین امر باعث شد شیشه را هم مصرف کنم البته سه ماه اول خوب بود تریاک هم نمی کشیدم، اما نمی دانم چه اتفاقی افتاد که یکباره تریاک و شیشه را باهم مصرف می کردم، از این امتحان هم با شکست برگشت خوردم نمی دانستم باید چه کار کنم خسته و نا امید با تخریب بسیار بالا به مصرف خود ادامه دادم.

روزی دوستم را دیدم و شرح ماجرا را برایش توصیف نمودم او هم آدرس یکی از مراکز ترک اعتیاد را به من داد رفتم ترک هم نمودم اما آنجا هم بیشتر از ده ماه نتوانستم پاک بمانم و از دوباره شروع کردم به مصرف مواد مخدر البته این بار فقط همان تریاک و شیره را استفاده نمودم، دیگر به هیچ چیز جز مصرف فکر نمی کردم و نا امید شده بودم دائماً با خودم می گفتم تا ابد باید در اعتیاد غوطه ور باشی و دیگر راهی برای راحت شدن از دست مواد مخدر نیست.

ناامید بودم که انگار خداوند ندای دلم را شنید و کنگره 60 را در مسیرم قرار داد آمدم در همان سه جلسه اول فهمیدم که اعتیاد درمان دارد و درمانش هم با متد DST یعنی روش درمان تدریجی صورت می گیرد، این روش در من اثر خوبی داشته و افسوس سالهایی که بدون آگاهی از صورت مسئله اعتیاد و متد DST به دنبال ترک مواد مخدر بوده ام را میخورم، اما می دانم خواستن توانستن است و با حرکت راه نمایان می شود.

در پایان از زحمات جناب آقای مهندس بابت ابداء متد DST سپاسگزارم .

 

 


سلام دوستان محمد رضا هستم یک مسافر

درابتداخداوند مهربان را شکر میکنم که درکنگره 60 درحال درمان همراه با جهان بینی و صراط مستقیم سفر میکنم.

وقتی به گذشته پر از فراز و نشیب خود می نگرم، گذشته و  حال خود را مورد قیاس قرار میدهم بیشتر به خدای خود امیدپیدا میکنم چرا که در گذشته هرگاه خود را درمقابل مواد مخدر عاجز میدیدم مدت زمانی را با قطع مواد به روش های گوناگون همراه با درد و عذاب و ناامیدی به سر می بردم زیرا می دانستم این ترک یا قطع مصرف مواد مخدر پایدار و استوار نخواهد بود، هم خود و اطرافیان خود را مورد آزار قرار میدادم تا زهر مواد را از تن خارج کنم.

حال درمان در کنگره 60 را خالق مطلق برایم رقم زد و نجات ازتاریکی هاو آن زنجیرهای سنگینی که مصرف مواد مخدر به دستان و پاهایم  زده بود را بالاتر از معجزه میدانم زیرا من در زمان مصرف ناامید و بی اراده بودم، ولی به شکرخدای بزرگ درگنگره 60 باآموزش های که راهنمای عزیز و دلسوزم آموختم نزدیک به رهایی و پایان سفراول هستم.

سفرDST خیلی درس ها و آموزشها را به من آموخت مثل بالابردن نقطه تحمل، گذشت، نظم و نظام دادن در کار و زندگی و خواب و بیداری به موقع، حرکت همراه با تفکر سالم، زود قضاوت نکردن و ایمان به خداوند تمام این مسائل هدایایی بود که کنگره به من اهدا نمود.

واقعانمیدانم چطور از بنیان گذارکنگره 60 جناب مهندس حسین دژاکام تشکروقدردانی نمایم، ایشان با کشف درمانDST  راه را برای ما نمایان نمودند و ما را از تاریکی ها و از بند اعتیاد نجات دادند و انسانی مثل من بی اراده و ناامید رابه فردی وقت شناس وآگاه درمقابل مشکلات و مسئولیت پذیر تبدل نمودند و با آموزشهای ناب جهان بینی ما را به خودشناسی و خداشناسی هدایت مینمایند.

من در سفر DST  به این تفکر رسیدم که این جسم مدتی امانت دردستانم است نباید با مصرف مواد مخدر تخریبش کنم زیرا این جسم یا این شهر وجودی ابزاریست برای تکامل یافتن دراین کره خاکی و اگر از این ابزار درست استفاده نکنم تمام اهداف و کارهایی که به من سپرده شده نیمه تمام خواهد ماند وانشالله باقی مانده عمر را بدون مواد مخدر زندگی خواهم کرد و در کنگره ۶۰ و خانواده روز های خوبی را تجربه خواهم نمود.

در پایان دستان راهنمای خودم آقا مجید را می بوسم که واقعا دلسوزانه برای من زحمت کشیدند، البته نه فقط برای من بلکه برای تک تک رهجویانشان پدرانه زحمت می کشند.

باسپاس فراوان از شما دوستان که مطالب مرا مطالعه فرمودید.

تهیه و تنظیم: مسافر رضا





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، روش DST،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 آبان 1396
چهارشنبه 24 آبان 1396 03:43 ب.ظ
برادران عزیزم مطلبهایتان خواندن خدا رو شکر که اذن ورود به کنگره برای همه ما صادر شد تا بتوانیم از این منجلاب اعتیاد رها بشویم
خدا قوت به همگی مخصوصا آقای جدیدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی