تبلیغات
لژیون آقای مجید هاشم پور - متن کامل سخنان جناب اقای مهندس در سی دی رود
لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی

خوشحالیم که به یک‌یک کارها با تفکّر و تعمّق بیشتری می‌رسید. وقتی استاد با شاگردش صحبت می‌کند، فقط مختص او نیست برای همه است. من هم استاد شما هستم دارم به شما می‌گویم. یعنی در این نوشتارها خطاب، همه ما هستیم. وقتی وارد آموزش و سیستم کنگره می‌شویم، برای درمان و تعادل باید تمام کارهایی که انجام می‌دهیم با تفکر و تعمق باشد. چون وادی اول ما تفکر است، پس برای هر کاری تفکر لازم است.


 

"بنام قدرت مطلق"

 

به طور کلی ما در کنگره نداریم که همیشه یک طرف سکه را نگاه کنیم! سعی می‌کنیم دو طرف سکه را نگاه کنیم و یاد می‌گیریم که دنیا را از سوراخ کلید نگاه نکنیم، بلکه در را باز کنیم و با دید وسیع‌تری نگاه کنیم. یعنی تمام ابعاد و موضوعات مدّ نظر ما باشد. خیلی انسان‌ها هستند که جهان را فقط از یک زاویه می‌بینند. خیال می‌کنند برای نزدیک شدن به یک بُعد، باید از بُعد دیگر جدا شوند؛ مثلاً اگر به عشق نزدیک شویم باید از عقل فاصله بگیریم یا برعکس، یا اگر به مادیات نزدیک می‌شویم باید از معنویات فاصله بگیریم و... در صورتی که اینطور نیست؛ مادیات و معنویات دوطرف یک سکه هستند و لازم و ملزوم یکدیگر هستند. انسان نمی‌تواند فقط یکی را انتخاب کند و دیگری را فدا کند، یعنی اگر شما به همسرت علاقه داری باید از بچّه‌هایت فاصله بگیری یا اگر پدرت را دوست داری باید از مادرت فاصله بگیری یا...!  ما باید همه را به صورت کلّی نگاه کنیم. اگر از یک زاویه نگاه کنیم گرفتار بیماری‌های امروزی می‌شویم؛ مثلاً یک نفر زخم معده دارد، متخصص تمام تلاشش را می‌کند که این زخم را درمان کند، در صورتی که زخم معده درست می‌شود اما چندوقت بعد از طرف دیگر می‌زند بیرون! آن زخم معده عامل یک موضوع دیگری است. اگر شما زخم معده را برطرف کنید عامل هنوز هست. آن عامل کجاست! ما زخمی را درمان می‌کنیم یا غده‌ای را برمی‌داریم ولی آن عامل کجاست؟! این یعنی نگاه کردن از یک زاویه خاص به یک موضوع، با نگاه ۳۶۰ درجه نگاه نکرده. یک موقع دست شما زخم می‌شود و یا با چاقو می‌بُرد یا سنگ می‌خورد یا... آنجا باید فقط زخم را درست کرد چون عامل زخم چاقو بوده یا سنگ بوده و یا...  ولی معده اگر زخم شد با زخم دست فرق می‌کند. عامل زخم معده یا غلظت اسید معده است؛ چون غذا را در معده اسید هضم می‌کند! یا اسید زیاد ترشح می‌شود یا...  باید آن عامل را از بین ببریم. این یعنی نگاه ۳۶۰ درجه! مثل نگاهی که به اعتیاد دارند؛ آن عامل‌اعتیاد از بین نمی‌رود، فقط مواد را می‌خواهد قطع کند، آن عامل که ناقل‌های عصبی و سیستم بیوشیمی و... است را در نظر نمی‌گیرند. خیلی از عزیزان هستند که مقالاتی را به مجله‌های پزشکی می‌دهند. من یکی از این مقالات را دیدم، نوشته بود خانم فلانی آمده ۲۹۰ نفر از افرادی که اپیوم تینکچر استفاده می‌کردند، ۲۱ روز به ۲۱ روز کاهش داده و بعد به این نتیجه رسیده و....! نگفته که ما فرستاده‌ایم به کلینیک و اسم این متد "دی اس تی" است و صاحب این متد یکی دیگر است و درمان در جای دیگری انجام گرفته! یا مثلاً مقایسه شربت متادون با شربت تریاک؛ مطرح می‌کنند چون شربت تریاک در کشور ما سنتی است به خاطر این سنت، علاقه زیادی به شربت تریاک دارند یا چون ارزان‌تر است! نگفته به این دلیل که شربت اوتی اختلالات زناشویی را به میزان بالایی حل می‌کند یا بین ۲۵ تا ۵۰ آلکالوئید دارد، خواص پزشکی دارد و...  متادون فقط تبائین دارد. این یعنی نگاه از یک زاویه! شیشه، یک ماده است. آمفتامین، حشیش یک ماده است، THC و...

 

شاید باورش سخت باشد ولی سخت‌ترین و پرمَشِقّت‌ترین درمان مربوط به تریاک است. چون ترکیبات متعددی دارد؛ مثل همان داستان که بارها گفتم که یک محقق روی قورباغه تحقیق می‌کرد و دستان قورباغه را قطع می‌کند و به قورباغه می‌گوید: بپر! قورباغه هم می‌پرد. یک پایش را قطع می‌کند و می‌گوید: بپر! قورباغه می‌پرد. آن یکی پا را هم قطع می‌کند و می‌گوید: بپر!قورباغه نمی پرد؛ نتیجه‌گیری می‌کند که وقتی دست‌ها و پاهای قورباغه را قطع کنیم، قورباغه گوش‌هایش کر می‌شود!!! این نتیجه‌گیری غلط است؛ چون "اوتی" سنّتی است مردم بیشتر علاقه‌مند به استفاده از آن هستند! به همین دلیل ما تصمیم می‌گیریم در موضوعات همه ابعاد را نگاه کنیم. برای اعتیاد می‌گوییم جسم هست و روان و جهان‌بینی! من با یکی از متخصصین صحبت می‌کردم؛ الان همه مسئولین و مجریان اذعان دارند که کنگره کارش راخوب انجام می‌دهد و می‌گویند قسمت ریکاوری کنگره خیلی قوی است. به عقیده من ریکاوری کنگره قوی هست، ولی علّت درمان ریکاوری نیست؛ متدDST و داروی OT است. اگر توانسته ریکاوری قوی داشته باشد بر اثر این است که روش درمان از نظر جسم و فیزیولوژی، درست و بسیار قوی است.  مسئله را پیدا کرده! ما اگر جسم را درمان نکنیم اصلاً نمی‌توانیم ریکاوری انجام دهیم. به قول قدیمی‌ها: یکی می‌مُرد از بینوایی، یکی می‌گفت زردک میخواهی!!! حالا حکایت کار ماست. کسی که خمار و به هم ریخته است می‌گوید: جهان‌بینی کیلویی چند است؟! وادی تفکّر و محبت کدام است؟! و... چون درمان نگاه کلی است. بنابراین در پرتو درمان صحیح می‌توانیم ریکاوری را پیاده کنیم. می‌گویند: لب بود که دندان آمد. یعنی باید درمان درست و قوی داشته باشی تا بتوانی انسان‌ها را به تعادل برسانی و بعد به ریکاوری بپردازند، این یعنی درمان کلّی‌نِگَر. و اگر ما در همه موضوعات نگاه کلی داشته باشیم به نتایج خیلی بهتری می‌رسیم. ما گفتیم هر کاری می‌کنیم و هر تصمیمی که می‌گیریم و در این جاده زندگی همه در حرکت هستیم؛ تمام اتفاقاتی که برای ما می‌افتد و زمان حال و آینده ما را می‌سازد و حتی گذشته ما هم نتیجه همان بوده، این است که هر اتفاق تحت یک مثلث می‌افتد که یک ضلع آن خواست است، یک ضلع تقدیر است و ضلع دیگر هم فرمان الهی است. تحت پرتو این سه ضلع اتفاقات انجام می‌گیرد. نه ما انسان‌هایی هستیم که بگوییم جبری است و همه اتفاقات روی پیشانی ما نوشته شده، از بدو تولد تا خدا نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد و ما هیچ اختیاری از خودمان نداریم؛ این یعنی جبری. خواست هست، تقدیر و فرمان هم هست. خواست امروز تقدیر فرداست. هر کار امروز بکنیم تقدیر فرداست. خواست شما امروز خوردن غذاهایی است که همه‌اش سم است، تقدیر فردا انواع و اقسام بیماری‌هاست! خوردن نوشابه، سس‌ها، رب‌های کنسروی و... همه باعث بیماری می‌شود، نخوردن سبزیجات و غذاهای سنتی مثل آبگوشت، ورزش نکردن و... فردا هزار مشکل برایت پیش می‌آید. تقدیر را می‌شود پیش‌بینی کرد، آینده را می‌شود پیش‌بینی کرد یک مقدارش را! وقتی نیوتن قوانین فیزیک را نوشت، آینده را پیش‌بینی کرد. الان همه شما آینده را در فیزیک پیش‌بینی می‌کنید ولی متوجه نمی‌شوید؛ مثل شعبده بازی می‌ماند. مثلاً از اینجا حرکت می‌کنید به سمت زنجان و مسیر را با سرعت محاسبه می‌کنید، می‌گویید: ۴ ساعت دیگر در زنجان هستم. این پیش‌بینی است، یا پیش‌بینی می‌کنید این گلوله که شلیک می‌شود ۵ دقیقه دیگر به ۲۰۰ متری می‌رسد یا... یعنی خواست الان می‌شود تقدیر فردا! شیوه زندگی ما، خورد و خوراک ما می‌شود تقدیر فردای ما. امروز شروع می‌کنیم به هروئین کشیدن و فردا می‌شویم یک هروئینی!  پس ما باید به این خواست توجه کنیم برای اینکه این موضوع را بهتر متوجه شوید مطلبی را که مربوط به ۸۴/۷/۱۸ است میخوانم. با وجود اینکه می‌گوییم همه چیز خواست ما است، مطالب دیگری هم هست. ما می‌گوییم نیرومندترین دشمن ما جهل و نادانی ماست، پس دشمنان دیگری هم هستند.  خواست ما است ولی تقدیر هم هست، کنار تقدیر فرمان الهی هم هست.

 

خوشحالیم که به یک‌یک کارها با تفکّر و تعمّق بیشتری می‌رسید. وقتی استاد با شاگردش صحبت می‌کند، فقط مختص او نیست برای همه است. من هم استاد شما هستم دارم به شما می‌گویم. یعنی در این نوشتارها خطاب، همه ما هستیم. وقتی وارد آموزش و سیستم کنگره می‌شویم، برای درمان و تعادل باید تمام کارهایی که انجام می‌دهیم با تفکر و تعمق باشد. چون وادی اول ما تفکر است، پس برای هر کاری تفکر لازم است.

 

و از چندی پیش به مسائلی پی بردید و به آنچه می‌گذرد توجّه بیشتری مبذول می‌دارید. مثلاً همین مسئله که پی بردم با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، پی بردم که در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، پی بردم حقیقت و اعمال در ادامه نقاب از رخ بر می‌گیرد، آموختم که با نادان سخن مگوی و... . به هر اتفاقی می‌افتد توجه می‌کنیم. رودی که در جریان است، این فقط رود نیست که بایستی مراقبت از خود بنماید؛ در مسیر سنگی یا کلوخی و یا هر چیزی که به فکرت هم نمی‌گنجد، در آن پرتاب می نمایند.می‌گوید رودی که حرکت می‌کند فقط نباید مراقب خودش باشد. در مسیر ممکن است سنگی، کفش کهنه‌ای یا هر چیزی را درون رودخانه پرتاب کنند‌. رود فقط نمی‌تواند مراقب خودش باشد. ما هم همینطور، زندگی ما فقط این نیست که ما از خودمان مراقبت کنیم. یعنی فقط خودمان نیستیم، وقتی می‌گوییم از دست نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و نادانی است، یعنی هزار تا موضوع دیگر هم هست. برای همین می‌گویم یک بُعدی نگاه نکنیم و به همه چیز توجه کنیم. رودخانه در حال حرکت از خودش مراقبت می‌کند اما همه چیز هم ممکن است درون آن بریزند و آن دیگر تقصیر رودخانه نیست. بعضی وقت‌ها در ادامه بدون هیچ مسئله غیره، به زلالی می‌رسد. بعضی وقتها آب مسیر خودش را پیدا می‌کند. خدا رحمت کند سهراب سپهری را می‌گفت: آب را گل نکنید؛ به خاطر همین موضوع بود. امّابیشتر اوقات در طول ادامه این‌طور نمی‌شود، می‌دانید چه می‌گویم! بعضی وقت‌ها به زلالی می‌رسد و بعضی وقت‌ها هم نمی‌رسد. انسان وقتی حرکت می‌کند، همه تلاشش را می‌کند اما موانع دیگری هم در زندگی وجود دارد. ممکن است حتی در کنار مبدأ آب، سیاهی از اعماق کوهی بسیار ناپیدا وارد بستر رود گردد و یا در صد قدمی و یا در چند کیلومتری. رود در حال حرکت است و ممکن است سیاهی از جایی نامعلوم وارد آن شود. فاضلاب ممکن است وارد رودخانه شود حالا یا در صد متری یا بعد از چند کیلومتر. می‌خواهد این را به ما بگوید که در زندگی ما خیلی پارامترها نقش دارد، اگر مسائل اتفاق می‌افتد نگران نباشید، حکمت الهی است. این مطلب خیلی مهمی است. هیچ‌گاه نمی‌توان غافل شوید. به ما هشدار می‌دهد. یعنی ما دائماً در مسیر زندگی باید مراقب باشیم. چون اگر مراقبت نکنیم، پوست هندوانه و...  وارد رودخانه می‌شود. وقتی این طور است ما هیچ وقت نمی‌توانیم غافل بشویم.

 

اما وقتی برای ادامه این مسیر جایگاهی مطمئن ایجاد بگردد، کمتر آسیب می‌پذیرد. ما اگر برای مسیر رودخانه یک جایگاه مطمئن درست کنیم کمتر آسیب می‌بیند؛ مثلاً مسیر رودخانه را در اطرافش فنس بکشیم که آشغال نریزند یا کانال سیمانی و سرپوشیده درست کنیم. یک رودخانه در کنار خانه ما بود، در زمان دانشجویی این چیزها را نمی‌دانستم، زباله‌ها را در پلاستیک می‌گذاشتم و از پنجره می‌انداختم داخل رودخانه! یعنی خیال می‌کردیم هر چه آشغال هست باید بریزیم درون رودخانه، نمی‌فهمیدیم که این کار غلطی است. همه همین کار را می‌کردند، الان هم بعضی جاها ممکن است این کار را انجام بدهند. الان عقلمان کامل‌تر شده و فهمیدیم این کارها درست نیست. بعد آمدند و روی رودخانه را بستند تا کسی آشغال نریزد. پس باید مسیر و جایگاه مطمئنی درست کرد. یعنی ما هم برای مراقبت از مسیر زندگی‌مان باید دائماً از این مسیر مراقبت کنیم، ما هم که وارد کنگره می‌شویم باید مراقبت کنیم. البته ما راه را نمایانگر همه تلاش‌ها از روز الست می‌دانیم. این یک جمله کلیدی است. یعنی مسیر هر انسانی که طی طریق می‌کند، مسیری است که از روز الست شروع شده و آن دارد این مسیر را تعیین می‌کند. وقتی که محکم و استوار بگردید، دیگر به مسائلی که برای کل پیش می‌آید راه حل کلی هم پیش‌پیش دارید زیرا با چشمان کاملاً باز و بصیرتی بالا به آنچه اتفاق می‌افتد و یا قرار باشد که ببینید یا نبینید، اشراف می‌یابید.

 

انسانهایی هستند که زود هر مسئله‌ای را قبول می‌کنند. مثلاً می‌گویی برویم، می‌گوید برویم، بگویی بخواب، می‌خوابد، بخوریم یا...  یعنی تابع همه چیز است. ولی یک انسان هست که محکم است. هر چیزی که گفته می‌شود، روی آن تفکر می‌کند که انجام بدهد یا ندهد. وقتی محکم و استوار شدی؛ این محکم و استوار شدن به حرف نیست! مثلاً من تصمیم می‌گیرم امروز تا عصر پیانو زدن را یاد بگیرم، من امروز خواننده مشهوری می‌شوم یا... این طور نیست، باید یک پروسه را طی کنید. برای محکم شدن باید ذره ذره به آن قدرت برسید. قدیم می‌گفتند؛ دلم می‌خواهد تریاک را ترکش کنم، روزها بروم زورخانه ورزش کنم و شبها بروم توپخانه گردش کنم! اینها فقط حرف بود. اگر می‌خواهی محکم و استوار شوی باید آموزش بگیری، جهان‌بینی و جسم تو قوی شود. ساختار باید کم کم قوی شود، فقط به حرف نیست. وقتی با آموزش و تلاش و...  محکم و استوار شد، برای هر پیشامدی راه‌حل کلی دارد، برای هر مشکلی کلید دارد. مثل فنون رزمی می‌ماند و هر ضربه‌ای که بزنند این بدل آن را می‌زند؛ یعنی برای هر حرکتی یک حرکت دارد. حتی در بعضی فیلم‌ها دیده‌اید که شخص چشمانش را می‌بندد و با حواس درون ضربه‌ها را رد می‌کند. مسیر زندگی ما هم همین است. دائماً به ما حمله می‌شود و تک می‌شود و باید ما پاتک بزنیم و خنثی کنیم! رفیق شما می‌گوید: ۲۰ میلیون پول بده، شما می‌گویید: می‌دهم ولی چک بده؛ یا دوستت برای ضمانت سند خانه را می‌خواهد، شما می‌دهید تا مثلاً پسرش را آزاد کند و بعد پسرش می‌رود تایلند و سند شما و خانه شما مصادره می‌شود، چون پیش‌بینی نمی‌توانیم بکنیم. وقتی می‌گوید به حل مسائل اشراف دارید یعنی هر چیزی را از قبل پیش‌بینی کنید. بگو تو رفیق من هستی ولی این خانه حاصل یک عمر تلاش من است و برای خانواده‌ام است، چطور ضمانت پسر تو را بکنم و این یعنی پیش‌بینی.  من یک کارهایی کرده‌ام که وقتی نگاه می‌کنم سرم سوت می‌کشد! اصلاً نمی‌دانم چطور این کارها را می‌کردم. الان خیلی‌ها آمدند و گفتند: چند گرم جنس اضافه دارم، چه کنم؟! من هم جلوی خودش آنها را ریختم در توالت و سیفون را کشیدم. ۲۵ سال پیش یکی از فامیل‌ها از کرمان آمده بود خانه ما و گفت: من کمی تریاک دارم، گفتم چقدر است؟ گفت: ۷ کیلو!!! و آن را پیش من امانت گذاشت. اگر الان بود همان لحظه از خانه بیرونش می‌کردم؛ آن موقع گفتم حالا بیاور تا کمی بکشیم! یعنی پیش‌بینی در کار نبود. نگفتم اگر بگیرند ۱۵ سال زندان دارد. منظورم این است بعضی اوقات مشاعر ما کار نمی‌کند، باید به تفکر و اندیشه بالایی برسیم تا بتوانیم پیش‌بینی کنیم، چون عملیات امروز تقدیر فردا را می‌سازد. الان نسبت به آن موضوع من چشمانم باز است و اشراف دارم که کار خطرناکی است و قبول نمی‌کنم. اینها را ما الان تشخیص می‌دهیم. یعنی اولاً فقط ما نیستیم و بعد باید به یک آگاهی برسیم.

 

و می‌دانید همیشه توطئه‌کنندگان هرچند بسیار حساب شده عمل نمایند، اما در مقابل خداوند تبارک و تعالی بسیار احمق جلوه می‌نمایند. درمسیر همه این اتفاق‌ها هست، ولی اگر در این مسیر برای ما توطئه می‌کنند هر چقدر هم دقت کنند ولی در نهایت کاری از پیش نخواهند برد. نیروهای خودتان را بیهوده خرج ننمایید. نیروی هر انسانی مثل پول می‌ماند، شما پولتان را بیهوده خرج می‌کنید؟! آن را در جایی مصرف کنید که ارزش داشته باشد. زیرا به یاری کارهایی باید انجام گیرد. وظیفه و تکلیف ناتمام است. به همه ما می‌گوید. زیرا خداوند شما را یاری می‌کند. همه ما یک سری کارهای ناتمام داریم که باید انجام دهیم، پس نیروها را لازم داریم. باید تمام بشود. زمان در محدوده جهان دیگر اهمیتی ندارد یا به گونه دیگری است، اما در بُعد حیات مادی، چون فلز بسیار ارزشمند است. در جهان ما زمان مثل طلا است و بسیار ارزشمند است. با کامل نمودن کسانی که در تردد هستند درکل، اداره امورات و احداث یک نظامیه یا دانشگاه، بنیادی را می‌نهید که پیشینیان انجام داده بودند سالم نمودن انسان‌ها، بخش‌های مختلفی به کار می‌گیرید که مکانش آماده شده و انسان‌ها را به جهت احیای دوباره یاری می‌رساند.  اینجا تکلیف خاصی است که می‌گوید با کل کسانی که در رفت و آمد هستند در کنگره، باید بنیاد یک دانشگاه را بگذاری و تقدیر است که انجام شود و حتما انجام خواهد شد. چون ما به آکادمی نیاز داریم. به کمک و فضل خداوند و یاری مسئولین و متخصصین کشور و بچه‌های کنگره، این کار را انجام می‌دهیم. تو بدون سپر و شمشیر می‌جنگی، برخلاف آنچه که فکر می‌کنی جنگجو نیستی و نمی‌خواهی که جنگ نمایی؛ چه جنگی بالاتر از جنگ عقاید و این بزرگترین تلاش و کوشش توست. جنگ فقط با سلاح نیست. تو فکر می‌کنی نمی‌جنگی، جنگ بزرگی هست و بالاترین جنگ، جنگ افکار و عقیده است. افکار و عقیده‌ای که در صراط مستقیم باشد، در مسیر درست باشد. و این جنگ تابع دستور ما نیست، تابع فرمان توست. امواج دریا کمتر بالا و پایین برود، مقصر اصلی کشتی‌هایی که در تردد هستند، نیستند! بلکه به مسائل دیگری ربط دارد که تو می‌دانی. همه ما این جنگ افکار را داریم که درست و غلط کدام است. جنگ هر کسی جنگ خودش است. آب دریا اگر جزر و مد نکند، مقصر کشتی‌ها نیستند، ممکن است مقصر خود دریا باشد. الان چون وقت کم است من تندتر می‌خوانم چون می‌خواهم این مبحث را تمام کنم و شما خودتان آنالیز کنید. اگر این سد را برداری، بایستی عملیاتی انجام بشود که باز هم خود می‌دانید. بایستی بگوییم که تو را صبری است همینطور نیرویی، که در ادامه حتماً این سد باز می‌شود. سدی که سد جهل و ناآگاهی است. برای درمان اعتیاد یک سد وجود دارد؛ این سد که همه فکر می‌کنند اعتیاد بیماری مرموز و ناشناخته و...  است. سدی است که نمی‌پذیرند اعتیاد درمان دارد و از جهتی می‌خواهند خیلی زود سم‌زدایی کنند یا تبلیغات ماهواره و...  ما ۲۰ سال است که کار می‌کنیم و بالای ۲۰ هزار نمونه درمان درست و صحیح داریم. می‌گوید ریکاوری کنگره ۶۰ خیلی قوی است.حتی اگر این سد را آن کسانی که در ادامه راهت می‌خواهند برای این راه عظیم مشکل ایجاد بنمایند. حتماً این سد باز می‌شود. حقیقت در ادامه و اعمال نقاب از رخ بر می‌دارد. این مسائل نباید شما را ناراحت کند. ما ۲۰ سال است کار می‌کنیم؛ دلیل نمی‌شود که حرف حساب تو را همه گوش کنند. چون من حرف راست می‌زنم باید همه گوش کنند و...  باید صبور باشید. ولی در آنچه مقدر است، خواست و ایمان قوی شما هم این تقدیر را می‌شکند و به آنچه می‌خواهی، خواهی رسید. اگر خواست قوی باشد بر تقدیر پیروز می‌شود؛ یعنی از تقدیر یک نتیجه خوب می‌گیرید و عبور می‌کنید. من تقدیرم این بود که مثلاً ۲۰ سال معتاد باشم اما این را شکستم و از درون آن چیز دیگری را درآوردم! مثلاً ۲۰ سال زندان داری؛ این از بین نمی‌رود ولی می‌توانی تبدیل به یک نویسنده شوی یا قهرمان یا...  ما جنگ را به کار می‌بریم این طور تصور ننمایید که می‌گوییم سلاح در دست بگیرید و آدم بکشید، خیر! اگر انسانی می‌خواهد نادان و ناآگاه بماند و توان شما را بگیرد و ظاهرا نمازجمعه و جماعت انجام می‌دهد، ولی فقط از نماز دو لا و راست شدن را انجام می‌دهد! آیا فایده‌ای دارد؟! اگر کسی می‌خواهد نادان بماند، شما زیاد توان خود را خرج نکنید. پس نتیجه می‌گیریم با وجود تلاش‌های ما همیشه خطر در کمین است. ما در حرکت هستیم ولیّ اتفاقات روی ما اثر می‌گذارد. گاهی اوقات ما خواسته داریم و تلاش می‌کنیم ، اما موفق نمی‌شویم و این مربوط به فرمان است، پس ما هم آرام می‌گیریم و می‌گوییم: خداوندا از ما حرکت و از تو برکت.

 "پایان"

 

تایپ: مسافر رضا

لژیون نوزدهم نمایندگی شاد آباد





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، راههای درمان اعتیاد، سی دی هفته، راهنمای درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 14 مهر 1396
چهارشنبه 19 مهر 1396 01:08 ب.ظ
مطلب کامل و جامعی بود
خداقوت جدیدی عزیز
دوشنبه 17 مهر 1396 12:42 ب.ظ
رضا جان ممنون از زحماتی که میکشی.امیدوارم مثل رود همیشه جاری باشی.در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشی.انشالله رهاییت داداش گلم
یکشنبه 16 مهر 1396 05:40 ب.ظ
رضا جان خسته نباشی خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی