لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی



این کتاب، کتابی است که بسیار از اعماق وجود خود بیرون آمده و چون از وجود دل و قلب و جسم و جان رها شده می‌تواند رهایی بخش بیشماری را فراهم آورد. ما بار دیگر پیروزی را تبریک می‌گوئیم که قدمی در خواست الله برداشته‌اید و سپاس و شکری که آفریده از بنده نیاز نداشت، اما شما بجا آوردید

 "به نام قدرت مطلق"

مبحثی که امروز در موردش صحبت می‌کنم دیالوگ‌های بین استاد و شاگرد است که مربوط به 77/5/7 می‌باشد. ولی قبل از آن یک مطلبی را اشاره کنم در مورد مسئلهء بیماری‌ها. من پارسال در باغ بودم، یک سری درخت بومی و قدیمی در لب جوی بود که استفاده نمی‌شد و ایجاد مزاحمت می‌کرد. آمدم و اینها را بریدم. درخت هم صور آشکار و پنهان دارد. و در ظاهر صور آشکار آن، آنچه روی زمین است و پنهان هم آنچه زیر زمین است. من صور آشکار درخت را بریدم، دو سال بعد دیدم یک درخت را که من بریدم از کنارش 30 تا درخت درآمده. اگر ما فقط علائم بیماری را از بین ببریم یا صورآشکارش را، عین همان درخت است. برای مدت یک سال پنهان است و بعد از تمام قسمت‌ها می‌زند بیرون. بعد از یک دوره سکون، علائم بیماری جا به جا می‌شود و در نقاط مختلف رشد و نمو می‌کند. باید ریشه مشخص شود و دربیاید. در مورد اعتیاد و بقیه بیماری‌ها هم صادق است. این را داشته باشید که در آینده بیشتر صحبت می‌کنم.

یک پاراگراف از قسمتی از متن می‌خوانم و بعد برمی‌گردم به خود متن:

ما برای هر کتابی ارزش قائل می‌شویم. اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس رو به موت آدمی را به حرکت در بیاورد و ظلمت را به نور تبدیل بنماید، بهای دیگری دارد که خود اکنون با تماس‌های تکراری مشاهده می‌نمائید.

کتاب چیز بسیار خوبی است. قبل از این که مسئله کتاب را بگویم، دوباره نگاه می‌کنیم به الگوهای طبیعت. هر چیزی را شما می‌توانید به طبیعت نگاه کنید و الگوی آن را بردارید. تقریباً در تمام طبیعت الگوها مشابه‌اند. همه تکثیر می‌شوند. تکثیر گیاهان و درختان مثل تکثیر کُرات آسمانی هستند و یک مدل دارند. کائنات هم همین طور شکل گرفته است. اتم را نگاه کنیم، تشکیل شده از الکترون که بار منفی دارد و پروتون که بار مثبت دارد و یک نوترون که بار آن خنثی است. پس شد مثبت و منفی و خنثی؛ خوب و بد و خنثی. این شامل همه چیز می‌شود. شما یک کتاب را مدّنظر بگیرید؛ یا خوب است (که) نشانه خوبی‌اش چیست؟ این که بتواند نفس و جان و روح آدمی را از ظلمت به طرف نور حرکت دهد و برای انسان منافعی داشته باشد، برای زندگی منافع داشته باشد. این منافع هم می‌تواند روحی باشد و هم روانی و هم مادی و هم معنوی. مثلاً کتابی را بخوانی و به شما آشپزی یاد بدهد یا حرفه‌ای بیاموزد یا دانش شما را کاربردی کند یا .... اینها همه در جهت مثبت است. کتاب هست با مطالعه‌اش افسرده و بیمار می‌شوید یا دست به خود کشی می‌زنید یا ... . یک کتاب هم هست که خنثی است، نه ضرری دارد و نه منفعتی. حالا چه کسی می‌تواند تشخیص دهد کدام کتاب خوب است؟! کسی که از نوشتارها و گفتارها جلوتر باشد و علم و دانش  بالاتری داشته باشد. گاهی ممکن است با تمرکز کردن هم به نتیجه برسد. این مطلب شامل کتاب 60 درجه می‌شود. کتاب‌های دیگری که می‌توانند انسان را از ظلمت خارج کنند، کتب آسمانی هستند. مثل قرآن. پس می‌توانیم این موضوع را در ابعاد مختلف گسترش بدهیم. مثلاً سایت هم می‌تواند همینطور باشد. خوب، بد یا خنثی باشد. تلگرام، دوستان شما و ... در این سه دسته قرار می‌گیرند. یا خوبند یا مخرّب هستند یا به صورت خنثی هستند. حتی یک قاضی یا پزشک یا مهندس یا ... صرفاً فقط عنوان نیست که بگوئید، چون مهندس است پس خوب است. روش‌های درمان اعتیاد هم می‌توانند خوب باشند یا بد و یا خنثی و هم روش درمان بیماری‌ها. پس باید روی تمام مسائل تفکر کنیم. فقط نمی‌توانیم بگوئیم چون کتاب است، خوب است.

اگر بیاییم کتاب‌های بد را آتش بزنیم، مثل همان درخت می‌شود که ریشه‌اش در زمین بود و رشد وحشتناکی کرد. بعضی اوقات یک فیلم بد را اجازه پخش نمی‌دهیم، بعد می‌بینیم اگر به طور معمول 10 هزار نفر فیلم را می‌دیدند اما وقتی گفتیم بد است  و ... 10 میلیون نفر فیلم را می‌بینند. پس در هر مورد ما باید این تفکر را داشته باشیم که فقط به عنوان آن کتاب نگاه نکنیم. در قدیم وقتی مطلبی در روزنامه می‌خواندند، می‌گفتند: این درست است یا مطالب کتاب. ولی امروز می‌دانیم که این طور نیست. خیلی کتاب‌ها هستند که غلط هستند. خیلی افکار هست که درست نیست و ...  ما باید روی مسائل تعمّق کنیم. پس در هر قسمتی این احتمال را بدهیم که ممکن است یکی از این سه شاخه باشد. نگوئیم چون در کتاب نوشته شده پس درست است. ما الان خیلی کتاب داریم که مخرب هستند. کتابی که جوانان بخوانند و دست به خودکشی و انتحار بزنند، این چه کتاب مثبتی می‌تواند باشد؟ پس باید توجه کنیم. کتب الهی معمولاً در راس قرار می‌گیرند چون انسان را به راه راست هدایت می‌کنند. حالا اگر کسی آمد و از کتب آسمانی سوء استفاده کرد، آن ربطی به کتاب ندارد. بلکه آن فرد و آن فاعل مقصر است. پس هر موضوعی ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرد یا وارونه جلوه بدهند. حالا می‌رویم سر مبحثی که استاد صحبت می‌کند.

ما به مکان‌هایی رفتیم و با روسای قبایل و اشخاصی که در این باب (مواد مخدر) بسیار پیشرفته بودند، از هر کدام از این گیاهان که به طریقی استفاده می‌نمایند، سوال می‌نمایند. ابتدا به امر فکر می‌کردند که ما به جهت این سوال می‌کنیم که خود مصرف می‌کنیم. اما در این باب به دنبال مقدار و نوع مصرف آن بودیم. البته شما حتماً آگاه هستید که قدمت این داروها خصوصاً تریاک به زمان‌های بسیار قدیم می‌رسد که معمولترین بوده و بعد از آن انشعاباتی صورت پذیرفته که به طرق گوناگون به مصرف می‌رسد.

تریاک دارو بوده و مواد مخدر نیست. حشیش هم دارو بوده، کوکائین هم دارو بوده. اینها در قدیم همه جزو داروها بودند و قویترین و موثرترین دارو در زمان گذشته تریاک بود. هزاران سال پیش در تمام منطقه شرق. که حتی در قلعه اَلَموت، حسنِ‌صَبّاح و اَلَموتیان را "حَشّاشین" می‌گفتند. حَشّاش یعنی علف. حشاشین هم کسانی که علف می‌فروشند. وقتی کسی در رودخانه در حال غرق شدن است به هر علفی چنگ می‌زند. از تمام بلاد برای تهیه گیاهان دارویی به الموت می‌آمدند. در همان زمان فدائیان حسن‌صباح از عصاره تریاک کپسول‌هایی درست می‌کردند که مثل سیانور امروزی عمل می‌کرد و وقتی گیر می‌افتادند برای خودکشی از آن استفاده می‌کردند. بعد گفتند که طرفداران حسن‌صباح حشیش می‌کشیدند، وقتی می‌خواستند ترور کنند که این اشتباه است. چون کسی که حشیش می‌کشد، گاهی اوقات از جوی نمی‌تواند رد شود. من خودم این کار را کرده‌ام. به قول قدیمی‌ها میخ می‌کند و امروزی‌ها می‌گویند چِت می‌کند! یعنی متمرکز می‌شوید روی یک نقطه. حالا چطور می‌خواهد برود و فردی را با چاقو ترور کند؟! اصلاً نمی‌تواند و امکان‌پذیر نیست. پس در قدیم از گیاهان دارویی استفاده می‌شده ولی مطلبی که هست؛ می گوئیم سوء مصرف موادمخدر. مرفین هم مخدر است ولی در پزشکی هم استفاده می‌شود. از حشیش یا THC در بعضی داروها استفاده می‌شود. در زمان کهن یک سری آمدند از تریاک سوء‌استفاده‌های متعددی کردند که به این شکل درآمد. الان هم این مشکل را داریم. عده زیادی هستند که از داروهای اعصاب و روان سوء استفاده می‌کنند. با یک نسخه که برای یک‌بار بوده، مرتب تکرار می‌کنند و استفاده می‌کنند. پس این هم می‌شود سوء‌مصرف مواد. داروهای امروزی هم مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین آن چیزی که می‌سازد، ممکن است تخریب هم بکند. مثلاً یک چاقو که کاربرد زیادی دارد می‌تواند شکم انسان را هم پاره کند. بنابراین اینها استفاده‌های چندگانه دارد. تریاک، حشیش، مرفین و قرص‌های آرام‌بخش و ... هم می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و هم مورد سوء‌استفاده. پس اگر ما الان از شربت OT به عنوان یک دارو استفاده می‌کنیم، این چیز عجیب و غریبی نیست. ما دارو مصرف می‌کنیم و این نکته مهمی است و انشعاباتی  که شد از روی تریاک، هروئین را درست کردند، کراک و ... را درست کردند و استفاده‌های دیگری کردند. تریاک به عنوان داروی خوراکی مورد استفاده بود نه کشیدنی! همه چیز تغییر کرده ولی وافور هیچ تغییری نکرده.

در این خصوص ما بایستی بگوئیم که شاید در آینده بیدارشوندگان از خواب رفته‌ها بیشتر خواهد شد. یکی از خواص مصرف مواد مخدر گویا خواب رفتن است. و بارها هم گفتیم در قدیم وقتی می‌گفتند فلانی هفت پارچه آبادی را کرده است در سوراخ وافور!، منظور این نبوده که همه را تریاک خریده و کشیده، وقتی تریاک مصرف می‌کرد خواب می‌رفت و تصمیمات غلط می‌گرفت، چون هوشیار نبود. مردم می‌خوابیدند، او بیدار بود و مردم که بیدار می‌شدند او می‌خوابید. اینجا می‌گوید با این روش امیدواریم درمان‌شدگان بیشتر شوند. الانم گاهی اوقات در کنگره سفردومی‌ها بیشتر هستند از سفراولی‌ها.

زیرا فقط در خصوص خود، فقط به کار نمی‌بردند بلکه برخی حیوانات هم در کنار آنها به آن مبتلا هستند از جمله حیوانات اهلی که بابت باربری استفاده می نمایند.

حتی گاهی اوقات به حیوانات هم می‌دادند تا استفاده کنند تا کار کنند. مثلاً شتر را معتاد می‌کردند و بارش می‌کردند و در صحرا رها می‌کردند و خودش می‌رفت در یک جای خاص، آنها بار را خالی می‌کردند و به شتر تریاک می‌دادند. این به خاطر تریاک این کار را انجام می‌داد. حیوانات را به این دلیل مصرف‌کننده می‌کردند. در قدیم شترها را برای بردن بار قاچاق استفاده می‌کردند. موضوع مهم اینجاست که مقاومت حیوانات در برابر مواد از انسان کمتر است و گاهی اوقات منجر به مرگ حیوانات هم می‌شود، چون به نظر من حیوانات مواد شبه‌افیونی بدنشان به مراتب قوی‌تر از انسان است؛ مخصوصاً حیوانات وحشی و اکثراً اگر معتاد شوند و مواد به آنها نرسد می‌میرند، چون وابسته شدید و قوی به موادمخدر درونی‌شان هستند. حیوانی که بدنش زخمی شده، در سرما یا گرما چگونه طاقت می‌آورد؟ شما برای درد می‌روید مسکن می‌خورید ولی آنها که مسکن ندارند. اصولاً مواد افیونی بدن نقش بسیار سازنده‌ای دارد و بیشتر شکست‌هایی که افراد در ترک‌ها می.خورند، به خاطر همین است، چون شاخه را زده‌اند ولی ریشه هنوز هست و به همین دلیل می‌گویند: اعتیاد درمان ندارد.

شما در این باب به کسانی که هرگز آنان را ندیده‌اید، یاری خواهید نمود.

وقتی روشی را ابداع می‌کنید که درست است، به کسانی که نمی‌شناسید کمک خواهید کرد. این مکتوبات کتابی است که از نو نوشته می‌شود و با عقل و فکر جدید و بسیار تا بسیار واقعی. این مطلبی است که از نو نوشته می‌شود و تاکنون در حوزه موادمخدر و اعتیاد من فکر نمی‌کنم چنین کتابی بوده باشد. ما برای هر کتابی ارزش قائل می‌شویم. اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس رو به موت آدمی را به حرکت در بیاورد و ظلمت را به نور تبدیل بنماید، بهای دیگری دارد که خود اکنون با تماس‌های تکراری مشاهده می‌نمائید. این آب شاید نتواند همه را سیراب کند، اما از غرق شدن عده‌ای که می‌خواهند به نقطه‌ای از هستی وجود خویش برسند و جواب چراهای خویش را بیابند کمک خواهد نمود. شاید همه را سیراب نکند ولی به درد عده‌ای که می‌خواهند خود را پیدا کنند و جواب چراهای خود را پیدا کنند می‌خورد. این که چرا نباید مواد مصرف کنم؟ من چرا باید زندگی کنم؟ و ... هر انسان متفکری برای خودش چراهایی دارد که باید جواب آنها را پیدا کند و تا زمانی که راه منطقی را پیدا نکند، این پاسخ را نمی‌بیند. و اگر راه را پیدا کرد باید جهان‌بینی‌اش درست باشد. من الان خودم می‌گویم وقتی مواد مصرف می‌کردم چه کسی بودم؟! اصلاً به من نمی‌خورد، در شان من نبود که بروم پیش ساقی یا در کلانتری و ... باید یک موقعی بیدار شوی و بفهمی و یک موقع هم نمی‌فهمی و در اوج ذلت فکر می‌کنی داری حال می‌کنی!

آنها زنجیری خواهند شد، مانند یک قایق نجاتی که از دیدن غرق‌شدگان انسان‌ها به دوستان خود خبر بدهند که قایق‌هایی برای نجات ارسال نمائید. راهی تازه و قدمی تازه برای انسان‌های فکور و اندیشمندی که به بن بست رسیده‌اند باز خواهد نمود. وقتی آنهایی را که در حال غرق شدن بودند، سیراب کند، انها زنجیری خواهند شد. این مربوط به 19 سال پیش است و می‌بینیم که شده‌اند. در سراسر کشور مشغول کمک هستند و به هم خبر می‌دهند که شعبه جدید بزنید و راهنما بدهید و ... یعنی کسانی که معتادند همه‌شان خل و دیوانه نیستند، اینها یک سری‌شان اشخاص بسیار فکور و اندیشمندی بودند در تمام سطوح و ندانسته وارد اعتیاد شده‌اند و وارد این بن‌بست شدند و گیر کردند. پس راه جدیدی برای اینها باز می‌شود.

این کتاب، کتابی است که بسیار از اعماق وجود خود بیرون آمده و چون از وجود دل و قلب و جسم و جان رها شده می‌تواند رهایی بخش بیشماری را فراهم آورد. ما بار دیگر پیروزی را تبریک می‌گوئیم که قدمی در خواست الله برداشته‌اید و سپاس و شکری که آفریده از بنده نیاز نداشت، اما شما بجا آوردید. آفریدگار به تشکر ما نیازی ندارد، به عبادت ما نیازی ندارد ولی ما باید به جا بیاوریم و سپاس گزار باشیم. انشاالله که دیگران هم به سوی او بروند که همه چیز در صراط مستقیم شکل می‌گیرد. انشاالله همان می‌شود که بایستی بشود. ما یک آموزگار بیش نیستیم. و فرامین را به آنانی که بایستی برسانیم، می‌رسانیم. به همین سبب می گوئیم یک بَلَم کوچک می‌تواند پس از ساخته شدن، یک روزی به یک کشتی و یا به قول شما ناو بسیار عظیمی تبدیل شود. در پیام لنگر کشتی می‌گفت؛ اینجا هم می‌گوید، یک انسان کوچک و ظریف می‌تواند به مقام ارزشمند و بالایی برسد. این امکان برای هر انسانی هست. بَلَم یا قایق کوچک هم می‌تواند تبدیل به ناو شود.

زیرا آرامش جسم و جان کل وجودهایی که قابل باشند یا نباشند مهم می‌باشند. شما در مسائل خود، در ابتدای ناآرامی‌های درون و بیرون قرار گرفته‌اید. یک موقعی انسان هست انسان درون و برون را تشخیص نمی‌دهد و می‌رسد به یک جایی که تازه می‌فهمد چه خبر است. اگر به سفرهای خود زیاد بیندیشید در خصوص مسائل خود به نتایج درون و بیرون، مطلوب نخواهید رسید. اگر بخواهید زیاد به این طرف و آن طرف فکر کنید و بروید به نتایج مطلوبی نخواهید رسید. وقتی سفرت را شروع می‌کنی باید تمام تمرکزت روی درمانت باشد. وسط سفر بخواهید بروید کانادا، آلمان، گیلان، رشت و ... ممکن است آسیب ببینید. و اینکه ما می‌گوئیم صبر، یک کلمه واحد است. اما توضیح دادیم که بدانید سفر خواهیم داشت، بایستی تطابق انجام پذیرد. مطلبی که امروز مطرح کردیم. مسئله کتاب بود و الگویی که از الکترون و پروتون و نوترون گرفتیم. بنابراین همه کتاب هستند ولی به سه دسته تقسیم می‌شوند یا همه‌شان دوستند ولی به سه دسته تقسیم می‌شوند یا ... همه در این تقسیم‌بندی قرار می‌گیرند. ما نباید فقط به اسامی و عناوین اکتفا کنیم. خیلی کتاب‌ها از این عرفان‌های نوظهور بود که خیلی تخریب زیادی داشت. رسیدن به اقیانوس کاری ندارد ولی چطور زندگی کردن در اقیانوس مسئلهء دیگری است. شما می‌توانید به ماوراء سفر کنید، اما از پس ماوراء برمی‌آیید؟! پی بردن به پشت پرده کائنات خیلی راحت است ولی آیا می‌توانید تحمل کنید. شب یک کابوس می‌بینید می‌ترسید، آمادگی لازم را ندارید. همین مکتب خودمان را بخوانیم، بهترین مطالب در آن هست. چند تا نکته دیگر را هم می‌گویم؛ عزیزان در جلسات رعایت کنند. اینها مصوبات شورای دیده‌بان‌هاست؛ یک اینکه استاد فقط باید ۵ دقیقه صحبت کند. بیشتر از آن نمی‌تواند، چون جلسه کسل‌کننده می‌شود. ما به خاطر احترام گفتیم استاد؛ در حقیقت گرداننده جلسه است، وگرنه نباید به کسانی که در جلسه هستند درس بدهد. درس را مشارکت‌کننده‌ها می‌دهند. استاد بحث را باز می‌کند. در مشارکت حق تقدم با تازه‌واردین است. هیچ نگهبانی حق ندارد اسامی را بنویسد، استاد باید مشارکت بدهد. تعارفات هم نداریم؛ استاد فاضل دانشمندم آقای دژاکام... و همچنین از اسم فامیل استفاده نکنید، فقط اسم کوچک، القاب هم نداریم مثل دکتر، مهندس، سید و...!  بعد آمده روی وادی چهاردهم حرف بزند و همه اشعار حافظ را می‌خواند! یک بیت شعر اشکال ندارد ولی بیشتر از آن فایده ندارد. از ضمیر ما استفاده نکنید، نصیحت نکنید، فقط من!  ساعت بازگشایی شعب ۱۲ ظهر بود که گفتیم یک و نیم بعد از ظهر باشد. مسئله بعدی مرزبان خدمت هم که تصویب شد، یعنی باید افراد را برای خدمت بررسی و تایید کند. بعد در جلسات راهنماها باید اول جلسه حضور داشته باشند. نکته‌ای که به زودی اجرایی می‌شود؛ برای پذیرش رهجو راهنمایی که از اول جلسه حضور دارد می‌تواند پذیرش کند. اصولاً راهنما باید کنار شاگردانش باشد و آنها را تشویق کند. این مسائل را رعایت کنید تا شاگردان خوبی پرورش بدهید.

از اینکه به صحبتهایم گوش دادید تشکر مینمایم.  

"پایان"

تهیه و تایپ: مسافر رضا جدیدی لژیون نوزدهم 






نوع مطلب :
برچسب ها : درمان اعتیاد، کنگره 60، راهنمای درمان اعتیاد، لژیون نوزدهم، متن کامل سی دی کتاب،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 شهریور 1396
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:18 ب.ظ
طیب الله اقا رضا دمت گرم
پنجشنبه 23 شهریور 1396 06:20 ب.ظ
خدا قوت رضای عزیز.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی