لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی

وظایف رهجو  

 ما سعی کردیم درکنگره واژه ها رادرست انتخاب کنیم. یعنی خود واژه ها بار مفهوم و آگاهی  خودشان را دارند. مثلا در کنگره می گوئیم مسافر یعنی این واژه ها وجود نداشته این واژه ها ابداع شده جدیداً  اسم گذاری شده برای یک سری مطالب واژه مسافر برای فرد مصرف کننده یا معتادی که قصد درمان دارد. قدیم فکر میکردند کسی که مواد مصرف میکند یا اعتیاد دارد مسافر است نه این طور نیست فرق معتاد با مسافر این است که معتاد مواد مصرف میکند ولی مسافر میخواهد مواد مصرف نکند و درمانش را شروع کرده است و سفر میکند از ظلمت به سمت نور، همسفر مفهوم خودش را دارد یا مرزبان معنی خودش را دارد، مرز جغرافیائی شعبه و مرز قوانین وحرمت کنگره در اختیار مرزبان است.


بنام قدرت مطلق

مهمترین مطالبی که برای ما وجود دارد این است که با محبت وارد قلبها شویم هیچکس با خشم و زور نمیتواند وارد قلبها شود، انسانهاهمه دارای دو چهره هستند. یک چهره بسیار خشم آلود وطوفانی وطغیانی ویک چهره آرام و متین ، پس من تصور میکنم که انسان بد وجود ندارد انسانی که منشاء و ریشه آن بدی باشد خداوند خلق نکرده است در اثرمسائل متعدد این واقعه رخ میدهد که انسانها کدام رویشان را نشان بدهند. شاید وقتی شرایطی پیش بیاید با محبت ترین انسانها تبدیل به خشمگین ترین و دیوانه ترین انسانها بشوند. کسانی که نمیتوانند حتی یک پروانه یا گنجشک را اذیت کنند ممکن است صدها نفر را بکشد، این است که کدام رویشان رانشان بدهند. پس ما هستیم که تعیین کننده هستیم که انسانها چگونه برخورد کنند و چگونه واکنش نشان بدهند آن واکنش دست ماست. پس این قانون برای همه صادق است چه راهنما و چه رهجو کاری که با محبت میتوانید انجام بدهید با خشم و عصبانیت نمیتوانید انجام بدهید. ولی باید راهش را یاد بگیرید وقتی میگویم محبت کنید همیشه نمیتوان محبت کرد، وقتی یک شیر درنده حمله کرد نمیتوان محبت کرد در جایگاه خودش انسانهاهمه خوب هستند، ما برخوردمان چگونه است؟ ما میتوانیم با برخوردمان دیگران را تحریک نمائیم. ما میتوانیم انسانها را پرکنیم. بنابراین انسانی که با شما برخورد دارد شاید از جائی پر شده باشد، ممکن است تحریکش کرده باشند،


ممکن است از نادانی او استفاده کرده باشند، اینکه همیشه به شما میگویم که به عمق حرفها توجه کنید وبه درون انسانها بروید به صحبتها گوش نکنید به درون آنها توجه کنید بنابراین ما پرونده ای را قبول کردیم که هر کس آنرا قبلا" قبول کرده زمین گذاشته است، یعنی درمان قطعی و به تعادل رسیدن یک فرد معتاد.    

وظایف رهجو  

 ما سعی کردیم درکنگره واژه ها رادرست انتخاب کنیم. یعنی خود واژه ها بار مفهوم و آگاهی  خودشان را دارند. مثلا در کنگره می گوئیم مسافر یعنی این واژه ها وجود نداشته این واژه ها ابداع شده جدیداً  اسم گذاری شده برای یک سری مطالب واژه مسافر برای فرد مصرف کننده یا معتادی که قصد درمان دارد. قدیم فکر میکردند کسی که مواد مصرف میکند یا اعتیاد دارد مسافر است نه این طور نیست فرق معتاد با مسافر این است که معتاد مواد مصرف میکند ولی مسافر میخواهد مواد مصرف نکند و درمانش را شروع کرده است و سفر میکند از ظلمت به سمت نور، همسفر مفهوم خودش را دارد یا مرزبان معنی خودش را دارد، مرز جغرافیائی شعبه و مرز قوانین وحرمت کنگره در اختیار مرزبان است.  یا دیدبان که باید کل موضوع را دیدبانی کند یا ببیند  تشخیص بدهد. ما در کنگره یک راهنما داریم ویک رهجو، راهنما کسی است که راه را نمایان میکند و نشان میدهد.شما میخواهید بروید به کوه اورست یکی از اهالی کوه اورست که ممکن است سواد هم نداشته باشد راه را به شما نشان میدهد. بزرگترین اساتید دانشگاه واشنگتن و دکترای جغرافیا وقتی به کوه اورست میروند باید هر چه راهنما میگوید باید بگوید چشم واز دستورات او تبعیت کنند، چون او به راه آشنا است واگر حرف او را گوش نکنندممکن است منجر به مرگ آنها شود. پس راهنما  کسی است که راه را نمایان می کند و نشان میدهد پس راهنما در کنگره پزشک نیست درما نگر نیست و مشاور نیست. رهجو چه کسی است کسی که جوینده راه است میگوئیم دانش آموز کسی است که دانش را می آموزد بعد به یک مرحله ای میرسد میگوئیم دانشجو، یعنی کسی است که خودش جویندهء دانش است یا جنگجو کسی است که جوینده جنگ است رزمجو کسی است که جوینده رزم است. پس رهجو کسی است که دنبال راه می گردد تا راه را پیدا کند یعنی که کسی می آید باید اسم رهجو را داشته باشد کسی که نمیخواهد راهجو باشد راه را پیدا کندیعنی که کسی می آید باید اسم رهجو را داشته باشد کسی که نمیخواهد راهجو باشد راه را پیدا کند اصلاً به درد ما نمیخورد اولین وظیفه روی اسم خودش است که بخواهد راه را پیدا کند راه چی؟ راه درمان اعتیاد، راه سلامتی، راه خروج از تاریکی، راه خروج از ترس، راه خروج از حقارت، راه خروج ازنفرت را پیدا کند. اگر خواست این راه را پیداکند وارد کنگره میشود و میشود رهجو، اگر پدر ومادر به زور بیارنش رهجو نمیشود، رهجو کسی است که به فکر، اندیشه، پندار، گفتار، وکردار بشود دانشجو. وقتی که یک کسی وارد کنگره می شود اولین کار این است که سه جلسه مهمان کنگره است این سه جلسه به این دلیل است که به او فرصت داده شود که ببیند کنگره را قبول دارد یا نه اصلاً کنگره به دردش  میخورد یا نه اصلاً میتواند درمانش را در اینجا انجام بدهد یا نه و در این سه جلسه رهجو یا مسافربه او اطلاق نمی شود وتازه وارد محسوب میشود بعد از 3 جلسه راهنما انتخاب میکند وقتی راهنما انتخاب کرده میشود رهجو یا مسافر و باید راهنمایش را خودش بر مبنای احساسش انتخاب کند و توصیه کسی را نباید بپذیرد.باید به حس خودش اعتماد کند. مرحله بعدی وقتی رهجو شد باید هدف داشت  ه باشد و هدفش رسیدن به درمان است وزمانی که وارد لژیون شد باید به کنگره اعتقادداشته باشد. اگر اعتقاد ندارد باید وارد نشود. در کنگره کسانی که رها شده و به درمان رسیده اند حضور دارند، میتواند آن الگوها را ببیند و تصمیمش را بگیرد و زمانی که تصمیم گرفت باید اعتقاد داشته باشد. وقتی وارد کنگره شد تا زمانی که به کنگره می آید  تا به درمان برسد یک سری چیزها برای او ممنوع میباشد از نظر کنگره وظیفه است که انجام ندهد. یا برای درمان باید بیاید کنگره یا برود گروه دیگری یعنی یا باید رهجوی اِن اِی باشد یا رهجوی کنگره باشد، نمیتواند در دو گروه بصورت همزمان باشد. چون ما نه راهمان یکی است نه هدفمان یکی است. هدف فلان گروه ترک اعتیاد است و هدف ما درمان اعتیاد است. اینها با هم متفاوت است. یا باید بیاید کنگره یا برود مدیتیشن، اگر کنگره آمد نمیتواند کلاسهای معنوی برود چون اینها تشدد ایجاد میکند. اگر میخواهی کنگره بیائی و کلاسهای معنوی هم بروی ما در کنگره آنقدر منابع آموزشی داریم که دیگر وقت آن کلاسها را نداری ولی زمانیکه تمام شد اینجا، هر کجا میخواهی میتوانی بروی.

مرحله بعدی باید به راهنما اعتقاد داشته باشد اگر نداشته باشد به درد نمیخورد. باید به راهنما ایمان داشته باشد، البته این اعتقاد را باید راهنما بوجود بیاورد. رهجو هم به نفعش است که فکر کند راهنمایش خیلی میفهمد. همه راهنماها به نتیجه میرسانند. مسئله بعدی این است که وقتی سفر اولش شروع شد رهجو هر چه دارد باید پشت در کنگره بگذارد. هر چه داری برای کنگره 10شاهی ارزش ندارد. همه فقط یک اسم هستند دکترا هم اگر دارد برای کنگره 10شاهی ارزش ندارد. رهجو احترام دارد و ما باید به رهجو احترام بگذاریم ولی احترام دکترا ندارد. مهندس بودن، قهرمان ملی بودن، مربی بودن و... در سفر اول برای ما ارزشی ندارد. چیزی که برای ما ارزش دارد درست سفر کردن است مرتب بودن و منظم بودن است. معیار ادب، و انضباط، معیار وظیفه شناسی و بهبودی در مسئله درمان اعتیاد است وگرنه هیچکدام معیار نیست و در کنگره هیچ ارزشی ندارد بیرون از کنگره ارزش دارد. چرا اینجا ارزش ندارد؟ برای اینکه اگر ارزش داشت نمیگذاشت تو فرد معتادی بشوی.مثلاً من معتاد به هروئین هستم و دکترای فضانوردی هم دارم خوب به چه دردی برای درمان اعتیاد میخورد. برای همسفران هم همینطوراست پسر مصرف کننده است می آید کنگره و پدر وزیر است یا دکترا دارد برای کنگره چیزی ندارد در کنگره یک همسفر هست. رهجو فقط مسافر نیست همسفر هم رهجو است.


درمان مهمترین بخش است بعضی از افراد فکر میکنند اگر یک سرویس اضافه به راهنما یا کنگره بدهند خوب میشوند. اگر زمین پانصد میلیونی هم بدهند خوب نمیشود. اگر چپ و راست برای راهنما کادو بخرد خوب نمیشود. یا اگر راهنما را هر شب ببرد بیرون و شام بدهد! یا ببرد ویلای شمال که در کنگره ممنوع است زود خوب میشود؟ نه چون دیگر حرف گوش نمیدهد. میتواند به راهنما کادو بدهد ولی باید از روی عشق وعلاقه باشد نه اینکه کادو بدهد که خوب بشود، که اصلاً خوب نمیشود.زمانیکه برادرم آمد کنگره امین به او گفت: تا زمانیکه به درمان نرسیدی خودت را معرفی نکن زمانیکه رفته بود دارو بگیرد دکتر به او گفته بود با مهندس دژاکام نسبتی داری ؟ گفته بود نه تشابه اسمی است.


کنگره یک هدف نیست بلکه یک وسیله است که میتواند رهجو را به رهائی برساند. جهانبینی هدف نیست بلکه یک وسیله است که شخص باید بخواند و مطالعه کند تا به رهائی برسد. رهجو باید به روش درمان اعتقاد داشته باشد اگر دید دیگران با این روش به درمان رسیده اند بگوید چشم، وقتی روش درمان را قبول کرد باید راهنما هم قبول کند. اگر راهنماپله کم کرد بگوید چشم و هر چه گفت بگوید چشم، رهجو به راهنما پیشنهاد ندهد مثلاً بگوید به نظر من بهتر است نیم سی سی کم کنید یا این هفته پله من را کم نکنیدمسئله بعدی باید  به دارو اعتقاد داشته باشد. باید به سی دی اعتقادداشته باشد اگر اعتقاد نداشته باشد به درمان نمیرسد، باید اعتقاد به آموزشهای کنگره داشته باشد، آموزشهای کنگره را قبول داشته باشد باید از متون آموزشی کنگره استفاده بکند.  اعتیاد به این سادگی نیست که شما یک قرص  بخوری و درمانی بشوی و تمام بشود و بروی دنبال کارت باید 300 الی 400 ساعت کارگاه آموزشی بگذراند تا خوب بشود. کار خیلی خیلی سختی است سفر درونی خیلی مشکلتر از سفر بیرونی است شما یک بلیط میخرید  میروید چین، آمریکا یا هر جائی دیگر که دوست دارید ولی سفر درونی خیلی مشکل است. درمان در کنگره شامل جسم، روان و جهانبینی است جهانبینی جزء درمان است اعتیاد به روش کنگره یعنی باید به جهانبینی اعتقاد داشته باشی که میشود آموزش   جهانبینی، وادی ها، حرفهای راهنما.

 از وظایف رهجوست که حتماً هفته ای یک سی دی گوش کند چون باید تغییر کنند یعنی آن معتاد که وارد کنگره میشود بمیرد! و از آن یک مسافر در می آید. هیچ انسانی بد نیست بلکه آموزشهای انسان، برداشتهای انسان است که انسان را بد کرده است.  باید آموزشهای درست را بدهیم به نظرمن چندین قرن آموزشهای درست داده نشده اگر بخواهیم امنیت برقرار باشد باید آموزش داده شود وقتی حرمت کنگره  خوانده میشود باید به آن اعتقاد داشته باشید،وقتی میگوئیم نباید علیه کسی سرزنش کنید نباید کسی را مورد سرزنش قرار داد. رهجو در کار کسی نباید تجسس کند، دروغ نباید بگوید، بیرون از کنگره نباید ارتباط برقرار کند. رهجو وقتی به حرمت کنگره اعتقاد دارد نباید با سفر اولی ارتباط برقرار کند و دوست شود، به قوانین کنگره باید اعتقاد داشته باشد، درمان اعتیاد کار بسیار بسیار سخت و پیچیده ای  است. از نظر تمام انسانهای روی زمین وخیلی از گروه ها عمل غیر ممکنی است وفقط ما گفتیم در کنگره ممکن است. پس هم سخت است هم سهل است. اگر به این مطالب عمل کنی از آب خوردن هم آسانتر است. آنهائی که گریز میزنند و روی برنامه نیستند آدمهای بدبختی هستند آدمهای نکبتی هستند آدمهای هستند که نمیفهمند آدمهائی هستند که لذت را درک نکردند. اگر روی برنامه باشند در سفر اول یک لذتی دارد که هیچ کجا ندارد. اعتقاد به مرزبانها داشته باشند وهر چه میگویند بپذیرند و عمل کنند. اعتقاد به درمان داشته باشد که در کنگره میتواند به درمان برسد.مطلب دیگر که وظایف رهجو است حضور در کلاس است. یعنی یک ربع قبل از جلسات در کارگاه آموزشی حضور داشته باشند. خیال نکند فقط در وقت لژیون باید بیایند. رهجو باید بداند در کنگره ترافیک حل شده و ساعت هم اختراع شده است. چون دو تا مشکل است که در بیرون از کنگره مشکل بزرگ همه مردم است که یکی ترافیک است و هر جا دیر میرسند میگویند ترافیک بود! یکی هم ساعت را بلد نیستند مثلاً: کنفرانس ساعت 9صبح است میگویند ساعت 30/10شروع میشود. تمام شعبات کنگره سر ساعت جلسه را شروع میکنند. جلسه ساعت9 است ولی ساعت 10هم هنوز شروع نشده چرا؟ چون آقای وزیر نیامده است! وزیر نیامده معاونش را بفرستد، مدیر کُلش را بفرستد، من باید از آقای وزیر یاد بگیرم، چی یاد بگیرم؟ وقت شناسی را، وقتی دیر می آید ازآن یاد میگیرم که باید تأخیر کنم. وقتی یک سری دکترا، مدیر کل ها، رئسا حتی بلد نیستند ساعت را رعایت کنند چه میخواهیم از اینها یاد بگیریم! کسی که بلد نیست تایم خودش را رعایت کند باقی حرفهایش مفت است. مطمئن باشید! پس رهجو باید ساعت را بداند. یک مصرف کننده هروئین، شیشه، کراک و... باید زمان را یاد بگیرد چیزی که مدیرکُلها هم بلد نیستند. چهارصد نفر آدم که مسخره فلان شخص نیستند که دیر می آید.!! مقصر بقیه هستند دو بار که جلسه را سر ساعت شروع کنند طرف دیگه دیر نمیآید. طرف هر چه دیرتر بیاید انگار بیشتر شخصیت دارد بعضی از واژه ها عوض شده مثل اینکه طرف دزد است میگویند طرف زرنگه

 یکی دیگر از وظایف رهجواین است که درکنگره خدمت کند. خدمت چیزی است که حال مسافر را خوب می کند کنگره هیچ  مستخدمی ندارد ما در هیچ شعبه ای کسی بنام سرایدار، مستخدم، آبدارچی و.... نداریم درکنگره همهء وظایف بر عهده خودمون است. و جالب این است، کسی که می خواهد خدمت کند باید زود بیایدو چقدر حال رهجو خوب می شود وقتی خم میشود یک ته سیگار را بر میدارد یعنی با خدمت کردن حالش خوب میشود .در کنگره هر کسی بیشتر خدمت کند مردم بیشتر دوستش دارند، اگر این کارها را انجام بدهد به سرعت به درمان می رسد  وقتی به درمان رسیدی می توانید نگهبان بشوید. دبیر بشوید. میکروفن گردان باشید باید دیده شوی تا به تو رأی بدهند. باید از کنگره انتظار داشته باشی تنها انتظاری که می توانی داشته باشی این است که تو را درمان کنند شما وقتی میروید بیمارستان پایتان شکسته فقط پای شما را درمان می کنند در بیمارستان برای شما زن نمیگیرند، کار برایتان پیدا نمیکنند،صندوق قرض الحسنه به شما معرفی نمیکنند، پول دارویت را نمیدهند، خوب اینجا هم همین طور است.

از وظایف دیگر رهجو این است که پول دارو را خودش بدهد باید خودش تأمین کند میگوید ندارم، پس تا به حال پول مواد را از کجا  میآوردی؟ از کنگره انتظار اضافی نداشته باشید.مهمترین وظیفه رهجو این است که خودش باید خودش را درست کند، یعنی خودش به خودش کمک کند و انتظار کمک ازدیگران را نداشته باشد. باید وظیفه سفر را خودش به عهده بگیرد خودش کار کند خودش تلاش کندو سعی کند به درمان برسد. مسئله بعدی حمایت از سبدهاست، باید راهنماها یاد بدهند اینجا نه از  امریکاپول میگیریم نه از سازمان ملل نه از دولت، از هیچ کسی پول نمی گیریم، پول مال خود افراد است وهر رهجو باید بداند هفت الی هشت میلیون تومان هزینهء رسیدن به درمانش است، یعنی حمایت از سبدها جزء وظایف ماست. دویست تومانی که نه تاکسی می گیرد، نه بقالی، می اندازید در سبدها مگه به گدا پول میدهید! البته بعضیها، نه همه، آنهائی که ندارند خواهش میکنم ندهند، وآن صدتومان و دویست تومان را نگه دارند برای خودشان، ولی اگر میتوانند باید کمک کنند. وقتی رها میشوند و سفر دوّمی میشوند باید بدانند تغییر کرده اند واین ارزشمند است.وخیلی مهم است ، وارد سفر دوّم شده اند بایستی در رفتار و لباس پوشیدن و رعایت نظم آنها مشخص باشد




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، مسافران، سی دی وظایف رهجو،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 آذر 1395
چهارشنبه 17 آذر 1395 10:19 ب.ظ
بسیار عالی به امید کمک راهنمایی5555
چهارشنبه 17 آذر 1395 08:29 ق.ظ
ممنون حسین عزیز استفاده کردم ولذت بردم.عالی بود خسته نباشی.خدا قوت.
چهارشنبه 17 آذر 1395 08:29 ق.ظ
ممنون حسین عزیز استفاده کردم ولذت بردم.عالی بود خسته نباشی.خدا قوت.
سه شنبه 16 آذر 1395 01:05 ب.ظ
سلام
فقط چند روزه وبلاگم رو راه اندازی کردم ، موضوع وبلاگ من یکم اختصاصیه ، یعنی فقط با وبلاگ های پر محتوا مثل وبلاگ تو تبادل لینک می کنم . اینجوری هم بازدید تو زیاد میشه و هم بازدید من.

ممنون میشم یه سر بزنی و باهام تبادل لینک کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی