لژیون آقای مجید هاشم پور
با حرکت راه نمایان می شود
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . در حال حاضر کنگره 60 در نمایندگیهای در تهران و شهرستان ها فعالیت می کند و شمار زیادی از مصرف کنندگان مواد مخدر توانسته اند با کمک آموزش های این مرکز به رهایی و درمان قطعی اعتیاد برسند.
آقای مجیدهاشم پوریکی ازکمک راهنمایان فعال کنگره60شعبه شادآبادمیباشد.

مدیر وبلاگ :حسین حدادی
ولی من در زمان مصرف داشتم به حرف دخترم فکر میکردم. که خدایا دخترم میداند من به کجا و برای چی می روم. آیا میداند وقتی می روم و بر میگردم با کسی کاری ندارم و آرام می شوم. آیا می دانست که اگر نروم چه اتفاقی خواهد افتاد .این افکار با آن حال خراب باعث شد به فکر درمان افتادم. 





                             بنام قدرت مطلق 

سلام مجید هستم یک مسافر
 درون هر کسی بهشت و جهنمی وجود داره. برای انتخاب بهشت افسوس و تقصیر را رها کن. یادت باشد که از طریق عشق و محبت خداوند درد و رنجت را تسکین می دهد و تو را مقاوم می کند .من از روزهای سخت دوران اعتیاد فقط یک نمونه بازگو می کنم. در زمان مصرف موادمخدر من تمام دوستان سالم و خوب خودم را کنار گذاشته بودم و بجای آنها یکسری دوستان حال خراب تر از خودم را دور خودم جمع کرده بودم این زندگی بیرون من بود. 
داخل خانه همسر و بچه ها را به نحوی از دست داده بودم.طوری که بچه هایم از ترس اطراف من نمی آمدند. چون نمی دانستند که حال من خوب است یا بد. بچه هایم از ترس من در خانه حتی با هم بازی هم نمی کردند.یک روزمن ازخواب بیدار شدم خمار بودم تقریبا ظهر بود. طبق معمول حال خرابی داشتم خواستم برای مصرف مواد بیرون بروم که همسرم گفت نرو ناهار بخور بعد برو.در حال بگو مگو بودیم که دخترم باترس آمد جلو مادرش گفت مامان تورا به خدا بزار بابا بره بر می گرده. بخاطر ترس دخترم و دعوا های هر روز همسرم مثل همیشه کوتاه آمد.
ولی من در زمان مصرف داشتم به حرف دخترم فکر می کردم.که خدایا دخترم میداند من به کجا و برای چی می روم.آیا میداند وقتی می روم و بر می گردم با کسی کاری ندارم و آرام می شوم .آیا می دانست که اگر نروم چه اتفاقی خواهد افتاد .این افکار با آن حال خراب باعث شد به فکر درمان افتادم. و خدا را شکر با کمک شما دوستان و راهنمای عزیزم که همیشه مدیون او هستم توانستم بر این آتش ویرانگر پیروز شوم. همیشه شکرگزار خداوند خواهم بود.واز تمام کسانی که در درمان اعتیاد به من کمک کردن سپاسگزاری می کنم. 




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، مسافران، دلنوشته،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 شهریور 1395
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 01:48 ق.ظ
مجید عزیز خدارو شکر که ب رهایی رسیدی تا ازتجربیات بهره مند شوم وازتو انرژی بگیرم
دوشنبه 15 شهریور 1395 03:25 ب.ظ
مجبد عزیز تقریبا همه ما درد و رنجهایی مشابه هم داریم خدا را شکر که توانستیم راه را پیدا کنیم و در صراط مستقیم قدم برداریم انشاا... که مستدام باشد .
چهارشنبه 3 شهریور 1395 11:19 ب.ظ
همیشه موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی